اصول و مبانی کارآفرینی

اصول و مبانی کارآفرینی

 سير تاريخي كارآفريني

 سير تاريخي مفهوم كارآفريني را مي‌توان به پنج دوره تقسيم نمود:

دوره اول: قرون 15 و 16 ميلادي: در اين دوره به صاحبان پروژه‌هاي بزرگ كه مسئوليت اجرايي اين پروژه‌ها همانند ساخت كليسا، قلعه‌ها، تاسيسات نظامي و از سوي دولتهاي محلي به آنها واگذار گرديد. كارآفرين اطلاق مي‌شد، در تعاريف اين دوره پذيرش مخاطره، لحاظ نشده است.

دوره دوم: قرن 17 ميلادي: اين دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتي در اروپا بوده و بعد از آن مخاطره پذيري به كارآفريني اضافه شد، كارآفرين در اين دوره شامل افرادي همانند بازرگانان، صنعتگران و ديگر مالكان خصوصي مي‌باشد.

دوره سوم: قرون 18 و 19 ميلادي: در اين دوره كارآفرين فردي است كه مخاطره مي‌كند و سرمايه مورد نياز خود را از طريق وام تامين مي‌كند بين كارآفرين و تامين كننده سرمايه (سرمايه‌گذار) و مدير كسب و كار، در تعاريف اين دوره تمايز وجود دارد.

دوره چهارم: دهه‌هاي مياني قرن بيست ميلادي: در اين دوره مفهوم نوآوري شامل خلق محصولي جديد، ايجاد نظام توزيع جديد با ايجاد سازماني جديد به عنوان يك جزء اصلي به تعاريف كارآفريني اضافه شده است.

دوره پنجم: دوران معاصر (از اواخر دهه 1970 تاكنون): در اين دوره همزمان با موج ايجاد كسب و روند كارهاي كوچك، رشد اقتصادي و نيز مشخص شدن نقش كارآفريني به عنوان تسريع كننده اين ساز و كار، توجه زيادي به اين مفهوم شد و رويكرد چند جانبه به اين موضوع صورت گرفت. تا قبل از اين از اين دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفريني معطوف بود، اما در اين دوره، به تدريج روانشناسان، جامعه‌شناسان و دانشمندان و محققين علوم مديريت نيز به ابعاد مختلف كارآفريني و كارآفرينان توجه نموده‌اند. تا دهه 1980 سه موج وسيع، موضوع كارآفريني را پيش برده است:

موج اول: انفجار عمومي مطالعه و تحقيق در قالب انتشار كتابهاي زندگي كارآفرينان و تاريخچه شركتهاي آنها، چگونگي ايجاد كسب و كار شخصي و شيوه‌هاي سريع پولدار شدن مي‌باشد. اين موج از اواسط دهه 1950 شروع مي‌شود.

موج دوم: اين موج كه شروع از دهه 1960 بوده شامل ارائه رشته‌هاي آموزش كارآفريني در حوزه‌هاي مهندسي و بازرگاني است كه در حال حاضر اين حوزه‌ها به ساير رشته‌ها نيز تسري يافته است.

موج سوم: اين موج شامل افزايش علاقمندي دولتها به تحقيقات در زمينه كارآفريني و بنگاههاي كوچك، تشويق رشد شركتهاي كوچك و انجام تحقيقات در خصوص نوآوري‌هاي صنعتي مي‌شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است.

 سابقه كارآفريني در ايران:

علي رغم اينكه در كشورهاي پيشرفته دنيا از اواخر دهه 1970 به بعد به موضوع كارآفريني توجه جدي شده و بسياري از كشورهاي در حال توسعه هم از اواخر دهه 1980 اين موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند، در كشور ما تا شروع اجراي برنامه سوم توسعه، توجهي به كارآفريني نشده بود، حتي در محافل علمي و دانشگاهي نيز به جز موارد بسيار نادر، فعاليتي در اين زمينه صورت نگرفته بود. مشكل بيكاري و پيش‌بيني حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد كه در زمان تدوين برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه كارآفريني مورد توجه قرار گيرد. در برنامه اخير، توسعه كارآفريني در سطح وزارتخانه‌هاي علوم، تحقيقات و فناوري، بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، جهاد كشاورزي، صنايع و معادن و فلزات و همچنين موسسه جهاد دانشگاهي به دليل ارتباط با فعاليتهاي آنها، مطرح شده است.

از آنجا كه در گذشته متاسفانه برنامه‌ريزي جامع و كلان براي ترويج، پرورش، آموزش و گسترش كارآفريني و حمايت از كارآفرينان توسط دولت انجام نشده و تسهيلات مالي، حمايتي، قانوني و فضاي فرهنگي مناسب براي توسعه كارآفريني در سطح جامعه، از جمله درسطح دانشگاه‌هاي كشور به عنوان بخش پيشرو در توسعه كارآفرينان كشور، شكل نگرفته است. در برنامه‌هاي سوم توسعه‌ي اقتصادي اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران موضوع كارآفريني و بخصوص بعد آموزش و پرورش كارآفرينان مورد توجه خاص قرار گرفت و طرح و اعتبارات خاصي در قالب اين برنامه و برنامه‌هاي بودجه ساليانه كشور براي گسترش و توسعه‌ي كارآفريني در سطح چند وزارتخانه و سازمان دولتي مرتبط پيش‌بيني شده است.

اين طرح از آغاز برنامه‌ي سوم توسعه در سطح وزارت صنايع و معادن وزارت جهاد كشاورزي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري و جهاد دانشگاهي به دليل ارتباط تنگاتنگ اين موضوع يا فعاليتهاي آنها پيگيري و در حال اجرا مي‌باشد.

 

1-1-  تعريف كارآفريني:

كارآفريني به فرايند شناسايي فرصتهاي جديد، ايجاد كسب و كار و سازمان‌هاي جديد، نوآوري و رشد يابنده براي بهره‌برداري از فرصتهاي شناسايي شده اطلاق مي‌شود كه در نتيجه آن كالاها و خدمات جديدي به جامعه عرضه مي‌شود.

 

1-2-    تعريف كارآفرين:

كارآفرين، فردي است نوآور يا توسعه دهنده كه فرصتها را شناسايي و درك مي‌كند؛ آنها را به ايده‌هاي عملي و قابل عرضه در بازار تبديل مي‌كند؛ از طريق صرف وقت، تلاش، سرمايه يا مهارت، ارزش افزوده ايجاد مي‌كند؛ ريسك‌هاي بازار رقابتي را جهت اجراي ايده‌ها متقبل مي‌شود و پاداش اين تلاش‌ها را نيز دريافت مي‌كند.

 

1-3-    ويژگي‌هاي كارآفرينان:

از جمله مهمترين ويژگي‌هاي كارآفرينان مي‌توان موارد زير را نام برد:

 نوآوري:

 نوآوري را مي‌توان فرآيندي تعريف كرد كه طي آن فنون و توليدات جديد به سيستم اقتصادي معرفي مي‌شوند. نوآوري موفق، زماني صورت مي‌گيرد كه قابليت انجام كاري كه پيش از اين نمي‌توانست صورت بگيرد يا حداقل اقتصادي و مناسب نبوده مهيا شود.

 خلاقيت:

خلاقيت همانا توانايي خلق فكرهاي جديد است كه اين فكرها ممكن است به محصولات يا خدمات جديد نيز منجر شوند. در دايره‌المعارف علوم اجتماعي از خلاقيت چنين تعاريفي ذكر شده است: برخي آنرا توانايي هستي بخشيدن به پديده‌اي جديد تعريف نموده‌اند و عده‌اي ديگر آن را نه به عنوان توانايي بلكه به عنوان فرآيند روانشناختي يا فرايندهايي كه از طريق آنها محصولات جديد و ارزشمند خلق مي‌شود، تعريف كرده‌اند.

  • توفيق طلبي:

نياز به توفيق عبارت است از تمايل به انجام كار در استانداردهاي عالي جهت موفقيت در موقعيتهاي رقابتي، افراد با نياز به توفيق بالا مايل هستند تا همواره در چالش باشند و در راه رسيدن به اهداف قابل دسترس و همچنين نسبت به عملكرد خود به باز خورد مكرر و منظم زماني نياز دارند، اين افراد ترجيح مي‌دهند تا شخصاً مسئوليت حل مشكلات، تعيين اهداف و دستيابي به آنها را از طريق تلاش شخصي خود بعهده گيرند.

  • تمايل به مخاطره‌پذيري:

تمايل به مخاطره‌پذيري عبارت است از پذيرش مخاطره‌هاي معتدل كه مي‌توانند از طريق تلاش‌هاي شخصي مهار شوند. هنگام در نظر گرفتن هرگونه مخاطره، دو عنصر در ايجاد اين مفهوم نقش دارند، يكي سطح درك فرد كارآفرين از مخاطره در آغاز هر فعاليت پرمخاطره، و ديگري امكان احتمالي مشهود شكست، در صورت ناموفق بودن آن فعاليت است.

 

  • خود اتكايي:

 بيشتر كارآفرينان عقيده دارند كه عاقبت و سرانجام كار آنها به خودشان بستگي دارد .بعضي از افراد معتقدند كه وقايع خارجي كه خارج از كنترل آنها مي‌باشد، سرنوشت آنها را تعيين مي‌كند.

 

  • نياز به استقلال:

نياز به استقلال از ويژگي‌هايي است كه به عنوان يك نيروي بسيار برانگيزاننده مورد تاكيد واقع شده است. در واقع نياز به استقلال را مي‌توان به صورت عباراتي نظير كنترل داشتن بر سرنوشت خود، كاري را براي خود انجام دادن و آقاي خود بودن تعريف كرد. ميل به استقلال، نيروي انگيزشي براي كارآفرينان معاصر است. لذا آزادي عمل، پاداش ديگر كارآفريني است.

 تحمل ابهام:

قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذيرفتن عدم قطعيت بعنوان بخشي از زندگي، توانايي ادامه‌ي حيات با دانشي ناقص درباره‌ي محيط و تمايل به آغاز فعاليتي مستقل بي‌آنكه بدانيم آيا موفق خواهيم شد يا خير.

همچنين محققان ويژگي‌هاي ديگري براي كارآفرينان ذكر كرده‌اند كه عبارتند از:

  • اعتماد به نفس
  • عزم و اراده

  • انرژي

  • پشتكار

  • رهبري

  • پويايي

  • قابليت تغييرپذيري.

  • توانايي نفوذ بر ديگران

  • توانايي سازگاري با ديگران

  • انعطاف‌پذيري

  • مسئوليت پذيري

  • سوداگرايي

  • تعهد

  • توانايي تصميم‌گيري سريع

  • قدرت‌گرايي

  • كارآمد بودن

  • حلال مشكلات

 1-4-    تاثيرات اجتماعي، اقتصادي و منافع حاصل از كارآفريني:

 ایجاد اشتغال:   

 زماني كه كارآفرينان يك شغل جديد را شروع مي‌كنند حداقل به يك يا دو كارمند استخدامي نياز دارند. تا كارهاي خود را سامان بخشند. بعضي از افراد صدها نفر را استخدام مي‌كنند. در مقابل وقتي فعاليت كارآفريني يك جامعه آهسته شود، نرخ بيكاري آن جامعه افزايش مي‌يابد. وقتي اشخاص شاغل باشند، قادر به تامين نيازهاي خانواده خود از نظر تغذيه، مسكن، بهداشت و درمان و تحصيل بوده و از طريق پرداخت ماليات بر درآمد كمك بزرگي به دولت مي‌كنند.

بهبود کیفیت زندگی:                        

 كارآفرينان پيوسته در حال ابداع و توسعه كالاها و خدمات جديد هستند. اينگونه تلاش‌هاي بديع، موجب توليد ماشين‌آلات بهتر و سيستم‌هاي توليدي موثر مي‌شود. تعهدات كارآفرينش موجب بهبود دائمي استانداردهاي زندگي مي‌شود. ارتقاي محصولات جديد و انجام خدمات مورد نياز، زندگي را راحت‌تر و ساده‌تر مي‌كند.

 توزيع متناسب درآمدوبه دنبال آن آرامش خاطر:

 وقتي قسمتهاي بزرگي از جامعه محروم باقي بمانند، تنشهاي اجتماعي كه منجربه پديده‌هايي از قبيل مهاجرت و مي‌شود، ايجاد مي‌شوند. در مقابل وقتي درآمد بطور متناسب توزيع شود، كارآفريني شكوفا مي‌گردد. قدرت خريد مردم بيشتر شده و سود بيشتري نصيب كارآفرينان مي‌شود. درآمد كه به طور متناسب توزيع شود باعث ريشه‌كني فقر است كه اين به حل مشكلات اجتماعي، مانند ارتكاب جرائم، قصور جوانان و سوء تغذيه، كمك مي‌كند.

 بهره‌برداري از منابع و فعال شدن آنها براي بهره‌وري عظيم ملي:

كشور ما اگر از منابع آن به خوبي استفاده شود، از نظر اقتصادي سريعتر توسعه مي‌يابد. كارآفريني راهي براي استفاده بهينه از منابع مالي خانواده و فردي را ايجاد مي‌كند.

 فراهم نمودن سود اجتماعي از طريق دولت:

 با درآمدهايي كه دولت از طريق ماليات، حقوق گمركي و اخذ مي‌كند (بدون در نظر گرفتن مالياتي كه كارگران اين كارآفرينان مي‌پردازند) مي‌تواند در پروژه‌هاي ملي مانند: پل‌سازي، تسهيلات پزشكي، آموزشي، پژوهشي و صرف كند.

 عامل رفع خلل، شكاف‌ها و تنگناهاي بازار و اجتماع:

كارآفرينان با بهره‌گيري از نيروي خلاق، ريسك پذيري و تحمل ابهام، قادر هستند به زيركي و ظرافت و سرعت هر چه تمام‌تر تهديدات و تنگناهاي محيطي را تبديل به فرصت كرده و در شرايط سخت نظير كمبود ارز، تورم، جنگ و فرصتهاي جديد را كشف و مورد بهره‌برداري قرار دهند.

عامل تعادل در اقتصاد پويا و ترغيب و تشويق در سرمايه‌گذاري

عامل تحول و تجديد حيات ملي و ملي

عامل كاهش بوروكراسي اداري (كاهش پشت ميزنشيني و مشوق عمل گرايي و)

عامل نوآوري و روان كننده تغيير

عامل تحريك و تشويق حسن رقابت

عامل ايجاد ثروت و توزيع درآمد

 1-5-    نقش‌ها و وظايف كارآفرينان:

كارآفريني فعاليتهاي خلاقانه شبيه به خلاقيت در هنر و علم است. كارآفرين بايد مانند هنرمند و دانشمند، ايده‌اي را در خيال خود بپروراند. وقتي كه ايده پيدا شد، بايد براي تحقق آن در عمل مبارزه كند. براي انجام اين امر، وقت زيادي گذاشته و با خطرات مالي مواجه مي‌شود و تمام اينها نياز به انرژي و تنظيم برنامه دارد. يك كارآفرين موفق به خاطر كمك‌هايي كه به جامعه مي‌كند از جمله ايجاد مشاغل و توليد كالاها و خدمات و از اعتباري كه بدست مي‌آورد لذت مي‌برد. اينگونه خدمات از نظر اهميت اگر با ارزش‌تر از خدمات پزشكان وكلا و معلمان نباشد، كمتر از آنها نيست. كارآفرين دقيقا چه كاري انجام مي‌دهد؟ بطور كلي، هشت وظيفه براي كارآفرين وجود دارد. او:

1ـ از موقعيتهاي محيط آگاه مي‌شود.

2ـ براي استفاده از اين موقعيت‌ها خود را به خطر مي‌اندازد.

3ـ براي كار سرمايه‌گذاري مي‌كند.

4ـ نوآوريها را معرفي مي‌كند.

5ـ كار و توليد را نظم مي‌بخشد.

6ـ تصميم مي‌گيرد.

7ـ براي آينده برنامه‌ريزي مي‌كند.

8ـ محصولات خود را با سود مي‌فروشد.

حال هر يك از موارد فوق به طور مختصر توضيح داده مي‌شود:

 1-6-1-موقعيت‌هاي اقتصادي:

فقط افراد كارآفرين مي‌توانند قاطعانه نسبت به يكي از موقعيتهاي محيط عكس‌العمل نشان دهند. ديگران ممكن است موقعيت را ببينند، بشنوند، ياد بگيرند و حتي تا اندازه‌اي تجربه كنند، اما فقط كارآفرين از آن به نحو مطلوب استفاده مي‌كند. كارآفرينان با زيركي، محيط اطراف خود را تحت نظارت دارند و بدنبال ايده‌ها و موقعيت‌ها براي سوددهي مي‌باشند.

 2-6-1-كارآفرين از خطر نمي‌هراسد:

كارآفرين نه تنها ايده‌ها را بعنوان موقعيت كاري دنبال مي‌كند بلكه خطرات موجود در اين ايده‌ها را هم محاسبه مي‌نمايد. وقتي كه كارآفرين خطرات يك كار را محاسبه مي‌نمايد، شانس موفقيت يا شكست را در نظر مي‌گيرد. براساس اين تخمين‌ها، او تصميم مي‌گيرد كه كار را ادامه داده يا از آن صرف نظر كند. كارآفرينان برخلاف مردم عادي خطر را مي‌پذيرند، توجه خود را معطوف به شانس موفقيت مي‌كنند و از شكست ترسي ندارند. در عين حال از امكان شكست آگاه بوده و بهمين خاطر كار برايشان جذابتر مي‌شود. آنها آرزو دارند ثابت كنند كه مي‌توانند با استفاده از نبوغ خود بر مشكلات فايق آيند.

 3-6-1- كارآفرين توليد سرمايه مي‌كند:

بسياري از مردم بخاطر نداشتن سرمايه نمي‌توانند كاري را شروع كنند، اما كمبود سرمايه هرگز مانع پيشروي كارآفرين واقعي نمي‌شود. كارآفرين به روشهاي مختلف ايجاد سرمايه مي‌كند. ممكن است به دنبال سرمايه داراني باشد كه طرح‌هاي او را باور داشته باشند و خطر را با دوستان و آشنايان نزديك تقسيم مي‌نمايد و يا از منابع پولي مثل بانك‌ها و استفاده مي‌كند.

 4-6-1- كارآفرين نوآوري دارد:

يكي از علائم كارآفريني نوآوري است. بهمين دليل است كه مي‌گويند كارآفرين كار را به سمت پيشرفت و توسعه سوق ميدهد. نوآوري كارآفرينان، همواره موجب انقلاب در زندگي روزمره مي‌شود. آنها به روش‌هايي فكر مي‌كنند كه بتوانند محصولي با استفاده‌ي خاص، براي استفاده‌هاي ديگر تطبيق دهند، اصلاح جايگزين يا تركيب كنند.

 5-6-1-كارآفرين كار را نظم مي‌بخشد:

كارآفرين كسي است كه مسئوليت گردآوري تمامي منابع مورد نياز براي شروع كار را بعهده دارد. او كسي است كه فكر مي‌كند چگونه، چطور، كجا، چه موقع و چه تعداد مواد، كارگر، سرمايه و براي تبديل ايده‌ها به محصول، مورد نياز است. كارآفرين فعاليتهاي افراد اعم از توليد، فروش، اداري، و مالي و را هماهنگ مي‌نمايد. او مراقب است كه سفارش‌ها به موقع تحويل داده شوند، كيفيت محصولات خوب باشد و تمامي نقل و انتقالات به خوبي ثبت شوند.

 6-6-1- كارآفرين تصميم مي‌گيرد:

تحت شرايط نامطمئن، كارآفرين تمامي جوانب را براي حل مشكلات در نظر گرفته و بنابر تناسبشان، آنها را طبقه‌بندي مي‌كند و بهترين راه حل‌ها را انتخاب مي‌كند ولي بايد هميشه در جستجوي راه حلهاي جايگزين باشد. وقتي كه موسسه كوچك و نوپا است، تصميم‌گيري بايد توسط كارآفرين انجام شود و نمي‌توان اين تصميم‌گيري‌ها را به افراد و كاركنان ارجاع داد. اما وقتي موسسه بزرگتر مي‌شود، مي‌توان بعضي از اين تصميم‌ها را به سرپرستان محول نمود، ولي تصميم‌هاي اصلي هم‌چنان بايد توسط خود كارآفرين گرفته شود.

 7-6-1- كارآفرين برنامه‌ريزي مي‌كند:

 كارآفرين مي‌تواند در حالت اضطراري پاسخگو باشد. او در صورت نياز مي‌تواند ناگهان تصميم‌گيري كند. براي اينكار، او بايد حوادثي را كه ممكن است در آينده اتفاق بيفتد پيش‌بيني كند و از عواقب آن آگاه باشد. ماهيت شغلي كارآفرين، سرمايه‌گذاري طولاني مدت، پيش‌بيني جايگزين‌ها و عواقب آنها قبل از اتفاق، پيش‌بيني تغييرات و آمادگي تطبيق با اين شرايط، امر مهم برنامه‌ريزي، را ايجاب مي‌كند.

 8-6-1-كارآفرين توليدات خود را با سود مي‌فروشد:

كارآفرين فردي اقتصادي است. بدين ترتيب كه او مواظب است توليداتش فروش داشته و پول‌ساز باشد. او با مشتريان خود ارتباط شخصي برقرار مي‌كند و عامل عرضه محصولات و خدمات خود مي‌باشد. سود يكي از عوامل مهم براي بقا است. سود يكي از شاخص‌هاي تعيين كننده در چگونگي اداره‌ي يك شغل در شروع آن مي‌باشد. سود نشان دهنده پذيرش يا عدم پذيرش محصول در بازار است. سود در كارآفريني هم پاداش است و هم ايجاد انگيزه مي‌كند.

 از ديگر نقش‌هاي مهم كارآفرينان اين است كه آنان عامل … هستند :

اشتغال‌زايي و انتقال تكنولوژي، عامل ترغيب و تشويق سرمايه‌گذاري، عامل شناخت، ايجاد و گسترش بازارهاي جديد، عامل تحول و تجديد حيات ملي و محلي، عامل نوآوري و روان كننده تغيير، به عنوان يكي از عوامل توليد مثل زمين، سرمايه، انسان و عامل ساماندهي منابع و استفاده موثر از آنها، عامل تحريك و تشويق، عامل يكپارچگي و ارتباط بازارها، و عامل رفع خلل، شكاف‌ها و تنگناهاي بازار و اجتماع محسوب مي‌شوند.

 1-6-    تربيت و پرورش كارآفرين:

كار، كارگر، كارخانه، كارفرما، كارگاه، كارآفرين و شايد ميان اين همه واژه، واژه‌ي كارآفرين به گوش و هوش شما آشنا نباشد در صورتي كه اين واژه از ابتداي خلقت بشري وجود داشته و منشاء تمام تحولات و پيشرفت‌هاي بشري بوده و باعث ابداع، اختراع، كشف و نوآوري گرديده است.

كارآفرينان چيزهايي خلق مي‌كنند كه قبلا كساني آنها را خلق نكرده است. فكر مي‌كنيد آيا مي‌توانيم يكي از آن نوع انسان‌ها بوده يا در هر شغل و كسب و كار نوآور باشيم و چيزهايي را بوجود بياوريم كه همكارانمان قادر به ايجاد آن نبوده‌اند يك راننده، مكانيك، نجار، خانم خانه‌دار، يك دانش‌آموز و دانشجو، معلم مي‌تواند خلاق باشد، اگر در هر جامعه يك تفكر خلاق وجود داشته باشد، مي‌تواند به ميليون‌ها انسان كمك نمايد در غير اين صورت خلاقيت از دل درياها و اقيانوس‌ها غيرممكن بود.

كارآفريني يكي از جلوه‌هاي تحول هدفدار انسان‌هاست بدين مفهوم كه كارآفرينان افرادي هستند كه توانايي دوختن فعاليت‌ها را به يكديگر دارند يعني كارآفرينان كساني هستند كه فرصت‌ها را به خوبي درك و امكانات را به خوبي تجهيز مي‌كنند، از فرصت‌ها بهترين بهره‌برداري را مي‌كنند و انجام ميدهند، كارآفرينان قدرت ريسك پذيري دارند در عين حال تصميمات بزرگ را مي‌بينند ولي به دست يافتني‌ها فكر مي‌كنند يعني واقع‌بين و عملگرا هستند. كارآفرين در فضايي رشد مي‌كند كه تحقيق و پژوهش كار با استمرار (كار درازمدت) وجود دارد، رنج و سختي با آن همراه است و در كارش وجود دارد، يعني بدون رنج و سختي و استمرار درازمدت صنعت، تكنولوژي و فرهنگ رشد نخواهد كرد و كارآفرين نمي‌تواند كار خود را انجام دهد، اين خلاقيت‌ها به ظهور نمي‌رسد مگر با تحقيق و پژوهش و انجام پروژه‌ها و تحمل سختي‌ها.

اگر بخواهيم كارآفرين را در جامعه رشد و گسترش دهيم بايد از خانواده شروع كنيم، خانواده به عنوان يك بستر اجتماعي است كه مي‌توان حركت، استقلال و خلاقيت را از آنجا شروع كرد.

بسياري از كارآفرينان موفق كار خود را با فروشندگي آغاز كرده‌اند، فرهنگي كه خواستار پرورش كارآفرينان است بايد اينها را محترم بشمارد، اولين مدرسه براي بسياري از كارآفرينان خانه آنهاست، اگر پدر و مادر محيطي در خانواده فراهم كنند كه كودك نظرها، حرفها، علايق خود را بروز دهد مطمئن باشيد كه همين كودك در آينده مي‌تواند خيلي بيشتر از ديگران گام بردارد، اگر در اجتماع اين فرصتها فراهم شود و فرهنگ جامعه طوري باشد كه افراد خلاق و مبتكر و نوآور را تقويت و كمك كند و بستر مناسبي براي رشد و پرورش افراد كارآفرين فراهم نمايد. مطمئن رشد و پرورش و توسعه ايجاد خواهد شد.

اگر ما مي‌بينيم كه فارغ التحصيلان دانشگاه‌ها، مدارس، توانايي لازم را براي كارآفريني ندارند، علت آن اين است كه نتوانسته‌ايم فرهنگ كارآفريني را در آنان پرورش دهيم.

بيش از 80% از كارآفرينان وقتي سابقه زندگي آنها را مورد بررسي قرار دهيم مي‌بينيم شرايط دشواري را در زندگي تجربه كرده‌اند، با مشكلات زندگي دست و پنجه نرم كرده‌اند. در كشورهاي غربي و حتي در كشورهاي ثروتمند افراد را ترغيب مي‌كنند كه فعاليتهايي را براي كارآفريني ايجاد كنند مانند فروش روزنامه، توزيع مواد غذايي و غيره. اما در جامعه ما اين فكر نمي‌باشد كه نيازهاي اقتصادي را در آنها بوجود آوريم، از الان، همين حالا بايد انگيزه كارآفريني را در آنها ايجاد كنيم، اگر اين كار انجام نشود قطعاً وقتي بزرگ مي‌شوند حالت وابستگي آنها بيشتر خواهد شد.

مهم نيست در چه مكاني ايستاده‌ايم مهم اين است در جايي گام برداريم و راهي ناپيدا، پيدا كنيم دريا درست روبروي ماست راهي كه ديگران رفته‌اند نرويم بلكه راهي جديد و نو را انتخاب كنيم. «نگاه از گذشته برگير و بر آن غبطه مخور چرا كه گذشته، گذشته است در غم آينده نيز مباش چون هنوز فرا نرسيده است، زندگي را در هر حال و زمان بيافرين كه ارزش ماندن و بياد ماندن داشته باشد».

گام‌هايي كوچك ولي استوار برداريد. آنهايي كه در پي كارآفرين هستند ميل به موفقيت در آنها خيلي زياد است و هر كاري را با عقل و منطق مي‌سنجند.

 1-7-     اهداف دوره كارآفريني

1-8-1- اهداف كلي درس:

1-كسب دانش، بينش و شناخت كافي و كامل مربوط به كارآفريني و پروژه

2-كسب مهارت در تحليل فرصتهاي ايجاد اشتغال و كسب و كار

3-تعيين و تقويت ظرفيت، استعداد و مهارت در انجام پروژه‌هاي كارآفرينانه

4-تقويت نگرش‌ها و ديدگاه‌ها در جهت رشد و توسعه و پذيرش تغيير

5-مهارت در انجام پروژه عملي و كسب اطلاعات لازم جهت تامين، اداره و تاسيس و راه‌اندازي واحد يا واحدهاي توليدي، خدماتي، اقتصادي.

6-ايجاد انگيزه اعتقادي كافي در دانشجويان براي كار، تلاش و مشاركت جدي در فعاليتهاي سالم اقتصادي است كه لازمه آن چگونگي به كار بستن تخصص از يك طرف و به كارگيري مهارتهاي لازم براي راه‌اندازي يك واحد كاري يا انجام كار مفيد در محيطهاي كاري و خدماتي مي‌باشد.

7-آشنايي فراگيران با نحوه فعاليت شركتها، كارگاه، سازمانها موسسات و مراكز توليدي، خدماتي، كشاورزي صنعتي و كسب اطلاعات لازم جهت تامين و اداره يك واحد توليدي، خدماتي، تجاري، سازماني و مي‌باشد.

فصل دوم:

 خلاقيت ونوآوري

2-1-     خلاقيت و نوآوري

سازمان‌ها و شركتها در برهه‌اي از زمان كه تحت عناوين مختلف از جمله «عصر دانش»، «عصر فراصنعتي»، «عصر ساخت»، «عصر كارآفريني» و بالاخره «عصر خلاقيت و نوآوري» مطرح شده است. خود را در جهت مديريت تغييرات شتابان و دگرگوني‌هاي ژرف جهاني آماده مي‌سازند. امروزه خلاقيت و نوآوري لازمه بقا و حفظ و ارتقاي موقعيت سازمان‌ها مي‌باشد. در اين مقطع حساس، جدالي براي احراز برتري‌هاي صنعتي، علمي و فني شروع شده است و سازمان‌ها و موسسات آينده‌نگري به رويارويي با اين تحولات گسترده و فراگير به جستجوي روشهاي نوين پرداخته‌اند. سرعت تغييرات و تحولات از حد تصور فراتر رفته است. به گونه‌اي كه خلاقيت و نوآوري به عنوان اصلي اساسي از عوامل مهم بقاي سازمان است و نوآوري مهمترين منبع مزيت رقابتي محسوب ميشود. در چنين شرايطي، سازمان‌ها در صورتي مي‌توانند موفق باشند كه از نيروي انساني خلاق و نوآور و مهمتر از آن، از مديراني كه بتوانند فضاي خلاق و نوآور را در سازمان ايجاد كنند، برخوردار باشند.

 2-2-    خلاقيت

خلاقيت به عنوان يك نياز عاليه بشري در تمام ابعاد زندگي انسان؛ عبارت است از تحولات دامنه‌دار و جهشي در فكر و انديشه انسان، به طوري كه حائز يك توانايي در تركيب عوامل قبلي به طرق جديد باشد. خلاقيت همچون عدالت، دموكراسي و آزادي براي افراد مختلف داراي معاني مختلف است، ولي يك عامل مشترك در آنها موجود بوده و به عنوان ميراث فرهنگي عمل مي‌كنند، ولي آنچه تازه است تركيب اين عوامل در الگويي جديد است. تحقيق درباره خلاقيت و عناصر تشكيل دهنده آن، بيش از يك قرن پيش توسط دانشمندان علوم اجتماعي شروع شد. ولي انگيزه اساسي براي پژوهش بيشتر در سال 1950 توسط گيلفورد ايجاد گرديد. گيلفورد خلاقيت را با تفكر واگرا (دست يافتن به رهيافتهاي جديد براي حل مسائل) در مقابل تفكر همگرا (دست يافتن به پاسخ صحيح) مترادف مي‌دانست. خلاقيت از ديدگاه روان‌شناسي، پديدار شدن تلفيقي از انديشه‌هاي نو از طريق شهودگرايي از منابع ناشناخته تعريف شده است.

 2-3-    نوآوري

كارآفرينان خلاقيت و نوآوري را بوسيله يك فرآيند ساخت يافته و منظم به نيازها و فرصتهاي بازار پيوند مي‌دهند. به عبارت ديگر با به كارگيري استراتژي‌هاي متمركز براي يك ايده نوآورانه سعي مي‌كنند كه يك محصول يا يك خدمت جديدي را به وجود آورند كه هدفي جز رضايت مشتريان ندارد و در نهايت به سوددهي مي‌رسند. اگرچه داشتن ايده خلاق مهم است، اما توانايي اصلي كارآفرينان در به كار بردن راه حل‌هاي خلاق براي مسايل، مشكلات و فرصت‌ها است.

كارآفرينان ايده‌هاي خلاق را با فرصتهاي بازار تركيب كرده و با فعاليت مستمر و پيگير به يك فرصت كارآفرينانه تبديل مي‌كنند و با راه‌اندازي كسب و كار به آنها عينيت مي‌بخشند

شومپيتر عقيده داشت كه افرادي در بين ساير آحاد جامعه با خطرپذيري اقدام به نوآوري كرده و با نوآوري آنها فرايند تخريب خلاق در درون نظام اقتصادي كامل شده و به اين ترتيب رشد و توسعه اقتصادي در اين نظام امكان‌پذير مي‌شود. به عبارت ديگر با فرآيند تخريب خلاق، دائماً سازمان‌هاي كهنه، كم تحرك و با بهره‌وري پايين تخريب مي‌شوند و سازمان‌هاي جديد جاي آنها را مي‌گيرند. اما اين جايگزيني با يك پديده خلاق توام مي‌باشد. يعني سازمان‌هاي جديد با ارايه محصول و خدمات جديد تخريب سازمان‌هاي قبلي مي‌شوند. و اين پديده منجر به بهبود وضعيت زندگي افراد جامعه و نهايتاً توسعه اقتصادي مي‌شود.

پيتر دراكر مي‌گويد: وجود نوآوري در كارآفريني به قدري ضروري است كه مي‌توان ادعا نود؛ كارآفريني بدون آن وجود ندارد و خلاقيت نيز بدون نوآوري نتيجه‌اي را حاصل نمي‌نمايد.

  • در تعريف نوآوري نظرات مختلفي وجود ارد كه مهمترين آنها عبارتند از:

ـ نوآوري يا ابداع، كاربردي و عملي كردن افكار و انديشه‌هاي نو و بديع ناشي از خلاقيت است. (الواني)

ـ نوآوري، تبديل خلاقيت (ايده نو) به عمل و يا نتيجه (سود) است. (آلبرشيت)

ـ نوآوري، فرآيند فزاينده خلاق و تبديل آن به محصول، خدمات و روش‌هاي جديد عمليات است. (رابينز)

ـ فرايند اجراي خلاقيت يا به عبارتي تحقق بخشيدن و عملياتي كردن ايده‌هاي نو و به طور كلي تبديل خلاقيت به نتيجه  عيني.

 2-4-    تفاوت خلاقيت و نوآوري

انديشمندان در تعريفهايي كه از خلاقيت و كارآفريني به دست مي‌دهند بر تمايز بين اين دو مفهوم تاكيد مي‌كنند. برني اسلپكوف (Bernie Slepkov) تفاوت خلاقيت و نوآوري را اين چنين بيان مي‌كند: «خلاقيت، دانه و نوآوري گياه و ثمره آن است، خلاقيت چرخه و نوآوري دوچرخه، موتور يا ماشين».

آلبرشيت (1987) خلاقيت را فعاليت ذهني و عقلايي براي به وجود آوردن ايده‌اي جديد و بديع مي‌داند، حال آنكه نوآوري را به معناي تبديل خلاقيت به عمل يا نتيجه قلمداد مي‌كند. او نوآوري را عمليات و مراحل مورد نياز براي نتيجه‌گيري يك فكر بكر و واقعيت جديد مي‌داند. از اين ديدگاه، شخص خلاق ممكن است نوآور نباشد، يعني بتواند داراي ايده‌هاي جديد و نو باشد ولي توانايي تبديل آنها را به نوآوري نداشته باشد. از اين‌رو فرد نوآور غالباً خلاق است ولي افراد خلاق الزاماً نوآور نيستند.

 2-5-    عوامل مؤثر در خلاقيت و نوآوري

براي ارتقاء سطح نوآوري و خلاقيت، شناخت چهار عامل داراي اهميت است: 1- محصول، 2- امكانات، 3- فرآيند (تكنيك‌ها)، 4-خلاقيت فردي و گروهي. اولين عامل يعني محصول يا نتيجه، حادث نخواهد شد؛ مگر آن كه سه عامل ديگر وجود داشته باشند.

اگر شركت، گروه يا سازماني در جهت افزايش سطح نوآوري خود گام برندارد، يعني اگر امكانات درست (فرهنگ درست سازماني) را فراهم نسازد يا اعضاي خود را در فرآيندهاي خلاق فردي و گروهي درست و مناسب، آموزش ندهد، يا اگر سطوح خلاقيت فردي و گروهي اعضاي خود را توسعه ندهد، قادر نخواهد بود از عهده چالش‌هايي راهبردي كه در پي مي‌آيد برآيد. مهمترين اين چالش‌ها عبارتند از:

1ـ تمامي ابعاد فعاليت اقتصادي به سرعت تغيير مي‌يابد.

2ـ رقابت رو به افزايش است.

3ـ فعاليت اقتصادي به طور روزافزون، وسعت جهاني مي‌يابد.

4ـ فن‌آوري‌هاي جديد با سرعت نفس‌گير ظهور مي‌يابند.

5ـ تركيب نيروي كار تغيير مي‌يابد، چنانكه ارزش‌ها و انتظارات اعضاي آن تغيير مي‌يابد.

6ـ كمبود منابع، از آب گرفته تا كاركنان ماهر، روز به روز بيشتر مي‌شود.

7ـ اقتصاد امريكا از يك اقتصاد صنعتي به يك اقتصاد مبتني بر دانش و اطلاعات، تغيير شكل مي‌دهد.

8ـ شرايط اقتصادي و بازار در سراسر جهان فوق‌العاده بي‌ثبات و ناپايدار مي‌گردد.

9ـ اجزاي تشكيل دهنده مانند سهامداران و طرفداران محيط زيست، تقاضاي بيشتري از سازمان به عمل مي‌آورند.

10ـ محيط فعاليت اقتصادي نه تنها به سرعت تغيير مي‌كند بلكه به مراتب، پيچيده‌تر مي‌شود.

 2-6-    چهار نوع نوآوري

چهار نوع اصلي نوآوري (حاصل يا نتيجه تلاش نوآوري) وجود دارد: محصول، فرآيند، بازاريابي و مديريت.

نوآوري محصول به محصولات يا خدمات جديد يا ارتقاي محصولات يا خدمات قبلي، مي‌انجامد.

نوآوري فرآيند به فرآيندهاي بهبود يافته در سازمان براي مثال، در بخشهاي عمليات، مديريت منابع انساني، يا امور مالي منتج مي‌شود. اين نوآوري بر بهبود اثربخشي و كارآيي تاكيد مي‌ورزد.

3- نوآوري بازاريابي به كاركردهاي بازاريابي تبليغ، قيمت‌گذاري و توزيع و همچنين ديگر كاركردهاي محصول به غير از توسعه محصول (مانند بسته‌بندي يا تبليغات) مربوط مي‌شود.

نوآوري مديريت روش مديريت سازمان را بهبود مي‌بخشد.

بررسي سازمانهاي موفق حاكي است كه اين سازمان‌ها در مقايسه با سازمان‌هاي كمتر موفق، محصولات و ايده‌هاي جديد بيشتري را طراحي مي‌كنند، از منابع خود به صورت كارآمدتر و موثرتر بهره مي‌گيرند، به صورت خلاق‌تري محصولات خود را تبليغ و براي فروش عرضه مي‌كنند و از مديريت اثربخش‌تري برخوردارند.

فصل سوم :

 مدیریت کسب و کار

3-1-       سازمان دهی

 اهمیت نقش رهبری برای مدیران کارافرین

 اصولا هر کارافرین موفق رهبر موفقی نیز می باشد. هر چند که تعداد افراد تحت امراو بسیار کم با شد. یک مدیر واحد تولیدی و یا خدماتی بایستی در جستجوی فرصت با شد تا بتواند جهت اجرای یک طرح یا پروزه ای که پایه ریزی نموده است نسبت به تامین نیروی انسانی،منابع مالی وامکانات فیزیکی برنامه ریزی نموده و در چارچوب هدف کلی با توجه به توان و تخصص افراد ،تکلیف معین نموده و تا حصول نتیجه رهبری اجرای طرح را بر عهده گیرد. رهبر موفق کسی است که تلاش می کند برای انجام هرفعالیت بهترین راه را پیدا کند. اگر شما به رشد مستمر و بهبود بهره وری و موفقیت روز افزون واحد کاری خود معتقد بوده ومصمم هم با شید رهبر موفقی خواهید بود.

بایستی برای رشد صفات رهبری در خود برنامه داشته باشید زیرا چگونگی رشد صفات رهبری در افراد متفاوت است ورشد  توان رهبری در شما بعهده شخص خودتان می باشد. برای رهبر شدن راهی بعنوان بهترین راه وجود ندارد.کار افرین کسی است که برای رهبری سبک و روش خاص خود را داشته باشد.هرگز برای رشد فضائل رهبری در خود  بطور کورکورانه از کسی تقلید نکنید.سعی کنید برای خود از روشها و تجربیات رهبران موفق درس گرفته و متناسب با استعدادهای خود آن را بکار بگیرید.زیرا شخصیت شما بر رفتارتان در نقش رهبری موثر است. برای رهبری،تمرین لازم است؛سعی کنید در هر وضعیت شغلی یا موفقیت اجتماعی که هستید تمرین رهبری کنید.زیرا برای هر کس در زندگی فرصتهایی پیش می آید تا به تمرین رهبری بپردازد.از فرصتها استفاده کنید،در فعالیت های روزمره ون بر خوردهایی که با افراد و یا کار کنان خود دارید؛موقعیت هایی بوجود می آید که می تواند در بهبود قدرت رهبری مفید باشد.تمرین رهبری بدون اینکه در دیگران حساسیت ایجاد کند بسیار مهم است.آزمون توان رهبری و ایجاد امادگی در خود،همواره شما را برای ایفای نقش های مهمتری آماده می سازد .

به عنوان یک کارآفرین ورهبر،مسئولیت رشد کارکنان واحد تحت پوشش عمدتا به عهده شماست،کارکنان یک سازما مهمترین دارایی یک واحد کاری هستند.سعی کنید از وجود آنها به بهترین وجه استفاده کنید.با مطالعه و بررسی،سعی کنید بهترین تصمیم را برای بهبود عملکرد هر فرد اتخاذ نمایید.فرصتهایی را برای کارکنان طراحی کنید که بتوانند توا ناییهای خود را رشد داده و بهبود بخشند. تجربیات و توانمندی های کارکنان گونه ای ارزیابی کنید که بتوانید میزان موفقیت هر کدام را تعیین کنید تا برآن اساس بتوانید مسئولیت های آنها را ارتقا بخشید.

هرچه توان رهبری را در خود تقویت نمایید،اتکای کارکنان نسبت به شما بیشتر می شود وبا پشتیبانی بیشتر،مسئولیت ها را خواهند پذیرفت و کار شما سبک تر خواهد شد.

به هر میزان که کارکنان بتوانند از ظرفیت های خود استفاده کنند،به ظرفیت و توان رهبری شما افزوده وعمق بیشتری را به نگرش ورفتار کارآفرینانه شما در هدایت واحد کاری خواهد داد.زیرا بهتر می توانید کل کاری را که باید انجام شود درک کرده و راههای تازه و ابتکاری را برای حل مشکلات و انجام امور پیدا کنید.

شما بایستی حداقل با همان حرارتی کار کنید که انتظار دارید کارکنان زیر نظرشما کار کنند. بایستی مطمئن باشید که سرمشق خوبی برای انها هستید.

مدیران کار آفرین در ایجاد انگیزه برای کارکنان خود نقش بسیار مهمی ایفا می کنند وبه کارکنان خود به تناسب توانمندی آنها احترام زیادی قائل می شوند،زیرا با ستودن کارهای خوبشان در انها ایجاد اعتماد به نفس می کنند.مدیران وقتی نشان می دهند که همواره انتظار حداکثر تلاش را از آنها دارند شاهد حداثر تلاش آنها هم خواهند بود.

حتی المقدور کارکنان رادر جریان کارها قرار دهید.به حرف آنها خوب گوش دهیدو حتی المقدورآنها را در بحث وگفتگو شرکت دهید،بی شک اطلاعات زیادی راجهت کاربرد درتصمیمات بدست خواهید آورد.در تصمیم گیری در مورد مسائلی که به کارکنان مربوط میشودسعی کنید ابتدا خود را به جای آنها قرار دهید توجه به خصیصه های انسانی کار می تواند مانند دستمزد مادر برای کارکنان مهم بوده و ظرفیت سود آوری را به نسفع واحد کار در حد قابل توجهی ارتقاء بخشد .یک رهبر موفق فردی است که بتواند عکس العمل کارکنان را در مورد تصمیمی که می گیرد پیش بینی نماید.یک کارآفرین به عنوان یک رهبر موفق همواره سعی میکند علت انجام فعالیت ها را به کارکنان توضیح داده واز کاری که می خواهد بکند آنها را آگاه نموده ونحوه انجام کار را هم برای آنها صمیمانه توضیح دهد .

هدفهایی که برای هر کار تعیین می کنید،مطمئن شوید که برای هر فرد مشخص،روشن ،قابل درک وقابل اندازه گیری باشد.بذرای انجام هر یک از هدفها تاریخ معینی را مشخص نموده وبرای هر یک از افرادهم انجام کار مشخصی را برای هر مرحله از کار ،معین نماید .اگر بعضی از افراد خطای انجام داده ویا در انجام وظیفه قصوری نمودند،هیچگاه انان را در مقابل دیگران سرزنش نکنید.طوری زمینه سازی کنید که به هر نحوممکنعقب ماندگی کار جبران شود.همیشه بایستی سعی کنید که نتیجه همه گفتگو ها به نتیجه مثبتی ختم گردیده و کارکنان با دلگرمی کار را دنبال کنند.اگر برای کارکنان ثابت شود که به راستی منافع آنها را دردرجه اول اهمیت قرار می دهید باعث اطمینان آنها شده وبا علاقمندی کار ها را پیش خواهند بردکه نتیجه آن دوستی دو جانبه پایدار،افزایش کارآیی وسودبیشتر خواهد بود .

 برای اینکه به عنوان یک مدیر کار آفرین یک رهبر موفق هم باشید به موارد وپیشنهادهای زیر توجه نمایید:

1- در حالیکه واحد کاری شما به آرامی پیشرفت می نماید وبه موقع هدفها را پشت سر می گذارد جهت سرعت بخشیدن کار از اتخاذ تصمیمات عجولانه و نامطمین جداً پرهیز نمایید.

2- چنانچه پس از مطالعه وبررسی لازم تصمیمی گرفتیدهر چه زودتر آن را عملی نمایید .

3- سعی کنید شناخت کافی نسبت به کارکنان بدست آورده تابتوانید در موقع مناسب ازتواناییهای آنه استفاده کنید.استفاده صحیح از نیروی انسانی باعث موفقیت او می شود،که موفقیت تک تک افراد موفقیت واحد کاری را در پی خواهد داشت.

4- به نقاط قوت خود توجه خاصی داشته باشید و از موقعیت هایی که ضعف شما را مشخص می نماید دوری کنید،سعی کنید نقاط ضعف خود رابه مرور بر طرف نمایید.

5- اشتباهات خود را با سعه صدر وخوشرویی بپذیرید وبا بررسی ومطالعه در برنامه های خود تجدید نظر نمایید.همواره کارکنان خود را نسبت به اینکه شرایط دائماًدر حال تغییر است توجیه نمایید تا برای تغییر برنامه ها همیشه آمادگی داشته باشند. هر چه پیش بینی هادقیق تر باشد تغییر در برنامه ها کمتر خواهد بود.

6- بطور مستمر راههای افزایش بهره وری در مجموعه واحد کاری را مورد بررسی قرار داده وبرای انجام کارهایی که جهت بالا بردن بهره وری در هر هفته امکان آن وجود دارد برنامه ریزی نمایید. سعی کنید روحیه پرهیز ا زانجام امور غیر مولد،وقت گیر وبی فایده رابه مرور درکارکنان خود ایجاد نمایید.

7- در محیط کار به افراد فرصت خلاقیت ونو آوری بدهید،سعی کنید به طرق مختلف روحیه خلاقیت و نوآوری و شادابی درافراد تقویت گردیده تا زمینه مناسبی جهت مدیریت کارآفرین،خلاق و نوآوردر واحد کاری شما فراهم گردد.

8- وقتی موفقیت شما حتمی خواهد بود که در واحد کاری شما به حد کافی افراد خلاق،نوآور،مستعد،مطلع ودارای تخصص کافی موجود داشته و از شما با اعتقاد حمایت نمایند.

9- با توجه به اهمیت توان رقابت در بازار،هماهنگ نمودن کیفیت،کمیت،هزینه تولید و یا ارایه خدمات از مهمترین اموری است که بایستی به آن عنایت خاص داشته باشید.

10- به عنوان یک رهبر فکری و عملیاتی در واحد تولیدی بایستی فرصتها و موقعیت ها را به دقت شناسایی نموده و بتوانید حداکثر استفاده را از هر فرصت پیش آمده ببرید.

11- همواره سعی کنید برای اجرای یک برنامه بیش از انجام ازمایشهای مقدماتی،خود را تنها به یک راه حل مقید نکنید،وقتی مصمم شدید برای حل یک مسئله روش خاصی را انتخاب کنید،اغلب اوقات لازم میشود رویه اجرایی را تغییر بدهید زیرا به مرور زمان و در جریان اجرای راه حل،اطلاعات و شرایط تازه ای ممکن است بوجود آید که راه اولیه را تغییر دهد،چنانچه شما راه حل های متفاوتی را قبلا پیش بینی کرده باشید با مشکل کمتری روبرو خواهید شد.

12- اصولا تصمیم گیری های مهم آسان نیست ولی به هر حال تصمیم نگرفتن بدتراز تصمیم بد گرفتن است.تصمیم گیری خود یک هنر است.هرچه بیشتر تمرین کنید تجربه شما بیشتر می شود.

13- سعی کنید جریان امور را چنان طراحی نمایید که هیچ تصمیم مهمی بدون اطلاع و تایید شما گرفته نشود.در برنامه ریزی شغلی مهم آن است که بتوانید اطلاعات مورد نیاز را در زمان مناسب در اختیار داشته باشید تا بتوانید تصمیم مناسبی را اتخاذ نمایید.

تعریف مدیریت:

برای مدیریت تعاریف بسیاری شده است .کاملترین تعریف برای مدیریت را می توان بدین صورت بیان کرد که مدیریت عبارتست از: استفاده بهینه از منابع مادی و انسانی سازمان به منظور تحقق اهداف سازمان به گونه ای گه در این راه از روانشناسی کار استفاده شده و جنبه های اعتقادی وارزشی انسانها نیز در نظر گرفته شده باشد.

 مدیریت علم است یا تجربه

بطور کلی می توان گفت از زمان پیدلیش دانش مدیریت بحث بر سر اینکه آیا مدیریت علم است یا تجربه همیشه وجود داشته است و صاحب نظران مختلف عقاید مختلفی درباره این موضوع داشته اند  به عبارت دیگر عده ای مدیریت را علم و عده ای آن را تجربه دانسته اند بطور کلی و خلاصه می توان گفت:علم دانستن است و تجربه طریقه استفاده از آموخته ها می باشد.بنا براین می توان گفت مدیریت هم علم است هم تجربه.

   وظایف مدیریت

بطور کلی وظایف مدیریت را به شرح زیرمی توان خلاصه نمود:

1-برنامه ریزی  2- کنترل وهدایت  3- کارگزینی  4- سازمان دهی  5- هماهنگی

مدیر باید به محض ورود به سازمان،کارهای با اهمیت را سریعتر از بقیه امور انجام دهد به لحاظ اینکه بعداً،تلفنها،مراجعات و جلسات این فرصت را از مدیر می گیرد.مدیر معمولا باید قبل از کارمندان در محل کار حاضر شود و پس از خروج آنها سازمان را ترک کند و نباید از مدیر بودن خود سوء استفاده نماید این روش هم وقت شناسی و احساس مسئولیت رابه آنان آموزش می دهد و همچنین اگر کارمندان و کارگران مسائل و مشکلاتی داشته باشند به لحاظ اینکه هنوز درگیر کار نشده اند وقت دارند به راحتی به مدیر درمیان بگذارند.

یکی از مسائلی که امروزه در مدیریت مطرح می باشد مساله تفویض اختیار به کارمندان و زیر دستان می باشد،البته این مسئله برای سهولت در امر مدیریت است و نباید از حد معمول تجاوز کند. مدیر باید تفویض اختیار کند و همراه آن مسئولیت بخواهد،یکی از راههایی که مدیر می تواند در پیشبرد کارهای خود و در نتیجه رسیدن به هدف سازمانی اعمال کند پرداخت پاداش به کارمندان می باشد که می تواند به چند صورت انجام شود: 1- پرداخت به صورت نقدی 2- پرداخت هزینه مسافرت به کار کنان 3- دادن رتبه و ارتقاع کارکنان 4- دادن مرخصی بدون کسر از مرخصی استحقاقی سالیانه 5- پرداخت به صورت جنسی و کالایی 6- افزایش حقوق ماهانه و

 6-1-3   مراحل شکل گیری واحدهای صنعت

1- بررسی بازار و مطالعه نیازهای مصرف کنندگان 2- پیش بینی فروش 3- طراحی محصول

4- طراحی فرایند چگونگی تولید محصول 5- طراحی عملیات و تعیین تعداد ماشین آلات و تجهیزات

6- طراحی ساختمان کارخانه 7- تامین بودجه برای عملیات اجرایی 8- تدارکات و استخدام متخصصین 9- نصب وراه اندازی 10- تولید و بهره برداری 11- توزیع کالا و بازاریابی و فروش

فعالیت های مدیریت : فعالیت های مدیریت عبارت است ازدستیابی به نتیجه ها از طریق دیگران بوسیله َفرایند تفویض اختیار. یک قسمت از فعالیتهای مدیریت،فعالیتهای فنی یک مدیر می باشد.فعالیتهای فنی عبارتنداز: وظیفه های مخصوص شخص که از یک رشته تخصصی بخصوص ناشی می شود. مدیران عامل در شرکتها و موسسات تولیدی باید دسته کم 90% وقت خودرا صرف فعالیتهای مدیری و هیچ یا اندکی از وقت خود را صرف فعالیتهای فنی نماید.

 7-1-3  فرایند مدیریت

بدون توجه به رشته فنی یا تخصصی،فرایند مدیریت شامل مراحل زیر می باشد:

1- هدف گذاری 2- مشخص کردن مسئولیت و تفویض اختیار 3- تخصیص منابع 4- طراحی کنترل ها و شیوه های نظارت بر پیشرفت کار  5- حل مسائلی که پیش می آید 6- ارزیابی عملکرد و پیامد

توانایی های مدیریت :  این توانایی ها در سه دسته عبارتند از: 1- توانایی های خاص  2- توانایی های عام* 3- توانایی های فنی  توانایی های خاص همان وظایف مدیریت می باشد که قبلا ذکر شد.

*((توانایی های عام شامل توانایی های مالی و حسابداری و بازرگانی و همچنین توانایی های تامینی و اداری می باشد))

.

8-1-3  مدیریت صنعتی 

علومی که بیشتر در مدیریت صنعتی از آنها استفاده می شود عبارتند از:روانشناسی،مردم شناسی،

جامعه شناسی،آمار،اقتصاد و امور مالی. پدر مدیریت صنعتی که در واقع بنیان گذار آن هم نیز بود فردریک تیلور است.

ساختار سازمانها را می توان به شیوه های مختلف با توجه به نیازها واهداف آنها طراحی کرد که عبارتنداز:1- سازمان برحسب نوع عملیات 2- سازمان بر حسب نوع محصول 3- سازمان بر حسب نوع عملیات 4- سازمان ماتریسی 5- سازمان ترکیبی.

برای اینکه رهبری و نظارت به نحو مطلوب انجام شود مدیران علاوه بر استفاده از وجود بازرسان و حسابرسان معمولا از2 طریقه دیگر نظارت نبز استفاده می نمایند: 1- نظارت فنی: نظارت فنی عبارتست از بکار بردن فنونی که بازده کار را زیاد و هزینه ها را کم می کند 2- نظارت ماشینی:از سال 1980 انقلابی در زمینه مدیریت بوجود آمد به این معنی که اولین اقدامات در مورد جانشین ساختن ماشین ها بجای افراد آغاز گردید.

بازاریابی کالا و خدمات

ضرورت بازاریابی

قبل از تاسیس شرکت بهتر است مشتریان کالاها و خدمات خود را بشناسید. از خود بپرسید چه کسی محصولات را می خرد؟ سوال خود را از نظر تجاری مطرح کنید، اینطور که بازار محصولات من چه کسانی اند؟ منظور از بازار جایی است که در آن می توان محصولات مختلفی را از فروشندگان متفاوت خریداری کرد.

در تجارت، بازار به مصرف کنندگان و مشتریان کالا و خدمات تولید شده توسط مراکز تولیدی و خدماتی اطلاق می شود.

وقتی برای کالایی خریدار وجود داشته باشد، می گویند تقاضای بازار دارد. میزان تولید کالاها و ارائه خدمات را نیز این میزان تقاضا مشخص می کند. بدین ترتیب بازار منبع اصلی درامد مراکز تولیدی و خدماتی است .

در نتیجه بازاریابی را می توان بعنوان فعالیتی لازم برای تطبیق کالاها با نیازها و خواسته های بازار تعریف کرد. بازاریابی فعالیتی چون برنامه ریزی ، قیمت گذاری، توزیع، تبلیغات و معرفی محصول را شامل می شود.

تولید کالاها وارائه خدمات شرکت شما باید متناسب با تمایلات متقاضیان بازار شما باشد. تولید کالاهایی که خریدار نداشته باشد غیر منطقی است. فعالیتهایی که در طراحی کالا، کنترل کیفیت و دیگر موارد انجام می دهید باید جوابگوی بازار باشد. آیا خریداران، محصول شما را به میزان کافی و با قیمت مناسب خریداری خواهند کرد؟

یک شرکت جدید معمولا بازار آماده ای برای کالاهای خود دارد.معمولا بازار مورد نظرشما توسط شرکت های دیگر نیز تامین می شوند. این شرکتها رقبای شما در بازار هستند. شرکت شما به دلیل جدید بودن باید برنامه مناسبی برای جذب خریداران داشته باشد. شما به عنوان یک کارآفرین باید سیاست و طرح بازاریابی مناسبی داشته باشید تا بتوانید بازار را به خرید کالا های خود تشویق نموده و سهم فروش خود را در بازار با وجود رقبا افزایش دهید.

 3-2-   فن آوری اطلاعات ونقش آن در توسعه کارآفرینی

نقش فن آوری اطلاعات

در فعالیت های کارآفرینی، اینترنت برای انجام خدمات متعددی استفاده می شود که شامل ، شناسایی مصرف کننده، فروش، معاملات فعالیت اقتصادی e-mail(پست الکترونیک) و شبکه های خصوصی داخلی برای کارمندان است. 78 درصد از صاحبان فعالیت های کارآفرینی کوچک که ازwebsite( شبکه) استفاده

می کنند، پیدا کردن خریداران جدید و بالقوه را دلیل اصلی این کار می دانند.

تجارت الکترونیکی

تجارت الکترونیکی (E-Commerce)- بازاریابی، ترویج و فروش کالاها به شکل الکترونیکی مشخصاً از طریق اینترنت ، موج جدیدی در انجام فعالیت های اقتصادی است.

تجارت الکترونیکی طرق مختلف استفاده از اینترنت را دربر می گیرد.

1- خرده فروشی الکترونیکی (E-tailing) مانند ویترین های مجازی مغازه ها که در واقع محلی برای خرید کردن است.

2- مبادله الکترونیکی اطلاعات (EDI) که به صورت فعالیت اقتصادی، تبادل اطلاعات است.

3- پست الکترونیک (e-mail) و فکس کامپیو تری.

4- خرید و فروش بصورت فعالیت اقتصادی به فعالیت اقتصادی (business to business)                                  

5- بیمه کردن امنیت تبادل اطلاعات.

این امر صرفاً یکپارچه سازی فرایندهای تجاری به صورت الکترونیکی از طریق فناوری های ارتباطات و اطلاعات می باشد.

شرکت های کوچک وقتی مسیر تجارت الکترونیکی را دنبال می کنند با چند مانع مواجه می شوند. این موانع شامل هزینه های سنگین شروع کار، سختی جذب کردن و نگاه داشتن پرسنلی ماهر برای سرویس دهی سایت و مشتری ها، ایجاد سیستم امنیتی برای اطلاعات فعالیت های اقتصادی کوچک (یا مشتری آنها) و اعتماد مصرف کننده می باشد.

ممکن است در نگاه اول حیرت انگیز به نظر برسد ولی بسیاری از شرکت ها، چه کوچک وچه بزرگ، باید به فکر توسعه یک راهکار منطقی در زمینه کسب وکار الکترونیکی با شند. با توجه به اینکه از سال 1994 تا کنون صنعت بازاریابی به شکل موثری از اینترنت بهره گرفته است، می توان اینطور نتیجه گرفت که    سازمان هایی که در فعالیت بازاریابی خود راهکاری برای استفاده از اینترنت در نظر نگرفته اند اشتباه بزرگی را مرتکب می شوند. 

 فواید و چالش های تجارت الکترونیکی

فواید :

1- مکانی برای جستجوی اطلاعات :

احتمالا مهمترین دلیل توجیه کننده نیاز شرکت ها به استتفاده از راهکار کسب وکار الکترونیکی،تغییراتی است که در نحوه جستجوی اطلاعات توسط مشتریان صورت گرفته است. با آن که هنوز هم برخی از مشتریان برای جمع آوری اطلاعاتبا مراجعه به مراکز خرید، مشورت با نمایندگان فروش، جستجو در مغازه ها و صحبت با دوستان نیازهای خود را رفع می کنند، شمار فزاینده ای ازآنها نیز شبکه اینترنتی را به عنوان منبع آگاهی اولیه خود برمی گزینند.

از زمانی که سایت های جستجو به مقصد نهایی بسیاری از کاربران تبدیل شده است، مشتریان بطور خاص ازموتورهای جستجو بعنوان پورتالهای اطلاعاتی مورد نیاز خود استفاده می کنند. بخش بازاریابی باید تشخیص دهد که اینترنت، محلی است که مشتریان آن را برگزیده اند و این موضوع برای حضور و بقای بازاریاب ها دردنیای تجارت باید مورد توجه قرار گیرد.

2- آنچه مشتری توقع دارد :

امروزه نه تنها اینترنت به منبعی منتخب برای جستجوی اطلاعات تبدیل شده است،انتظار می رود در چند سال آینده افراد توقع خواهند داشت که مطالب مورد نظر خود درباره کالا را در آن یافته، معاملات خود را از طریق اینترنت انجام دهند. این مطلب بخصوص در مورد مشتریان زیر 25 سال صدق می کند. در بیشتر کشورها تقریبا تمام کودکان ونوجوانان با آگاهی از نحوه استفاده از اینترنت، پرورش می یابند. با تسلط این نسل بر معاملات خانگی وتجاری، بدیهی است که آنها خواهان پر رنگ تربودن حضور شرکت ها در شبکه اینترنتی خواهند بود.

3- ضبط اطلاعات گسترده درباره مشتری :

 شبکه اینترنت (به عنوان یک ابزار جمع آوری اطلاعات) در مقام تهیه اطلاعات درباره چگونگی فعالیت مشتری در وب، ابزاری بی همتاست. هر بازدید کننده با ورود به یک سایت، اطلاعاتی درباره چگونگی ورود خود به سایت،جهت یابی،موضوعاتی که روی آن کلیک کرده، جنس خریداری شده و جزییات بیشماری از این دست به جا می گذارد. با استفاده از روشی برای شناسایی هویت مشتری (مانند اطلاعات ورود به سایت) بازاریاب قادراست فعالیت مشتری را در جریان بازدیدهای مکرر پی گیری کند. شناخت رفتار و اولویت های مشتری فرصتهای زیادی را برای پاسخ گویی به نیازهای او ایجاد می کند و در صورت تشخیص صحیح، مشتری با وفاداری درازمدت خود پاسخگوی این اقدام خواهد بود.

4-  بازاریابی هدفمند :

بهترین راه هزینه کردن برای بازاریاب ها، سرمایه گذاری روی افرادی است که بیش از بقیه احتمال می رود جذب تولیدات آنها بشوند. متاسفانه تلاش برای نشانه گرفتن مشتریانی با بیشترین احتمال خرید چندان آسان نخواهد بود. بعنوان مثال میزان پولی را در نظر بگیرید که چگونه در تبلیغات تلوزیونی برای افرادی هزینه می شود که احتمالا کالای مورد نظر را نخواهند خرید. با این حال قابلیت بی همتای شبکه اینترنت در شناسایی و ردیابی رفتار مشتری، توانایی بخش بازاریابی را در هدف گیری افرادی با پتانسیل برای خرید کالای مذکور افزایش داده است.

 5- برانگیختن میل افراد به خرید :

اینترنت، خواه خوشایند مشتری باشد وخواه نباشد، به بهترین عرصه برای تحریک افراد به خرید تبدیل شده است. قسمت اعظم این اتفاق را می توان به بهره گیری بخش بازاریابیاز پیشرفت های حاصل در حوزه فناوری مرتبط دانست که 1) به وب سایت ها اجازه می دهد پیشنهادات خود را براساس رفتار برخط مشتری تنظیم کنند. 2) فرایند معاملات برخط را بهبود می بخشد.

اما این نوع خریدها همچنین از روش” حالا بخرید بعد پرداخت کنید ” ، رویکرد رایج جامعه ای که درآن

مصرف کارتهای اعتباری بیش از اندازه رایج شده است، بهره میگیرد. حال چگونگی تاثیر این مطلب در طول زمان و در حالی که بیشتر مشتریان در قروض خود غوطه ور خواهند بود، نباز به مراقبت داشته، می تواند بر فعالیت برخط (on line) بخش بازاریابی موثر است.

6- ارائه تولیدات وخدمات سفارشی :

 شرکت ها به خوبی به این نکته واقفند که با طراحی تولیدات و ارائه خدمات به منظور برآورده کردن نیازهای اشخاص می توانند مشتریان دائمی خود را افزایش دهند. این موضوع بسیاری از بخش های بازاریابی آنلاین را به انجام راهکارهای سفارشی سازی در سطح عمده سوق داده است. به این ترتیب که آنها به مشتری گزینه های آنلاینی را برای طراحی تولیدات و خدمات ارائه می کنند.

ما هیت تعاملی شبکه اینترنت روش”به میل خودتان بسازید ” را به گزینه ای تسهیل کننده در تحقق حق انتخاب در امر خرید تبدیل می کند. مشتریان مختار به انتخاب ، وقتی احساس کنند شرکت طرف معامله آنها دقیقا کالای مورد نظر ایشان را توزیع خواهد کرد، در درازمدت به مشتریان وفادار شرکت تبدیل خواهند شد.

7- به دام انداختن فوری مشتریان در زمان حراج :    

هیچ شیوه ارتباطی با اینترنت در روند تاثیر تبلیغات به واکنش بی درنگ مشتری برابری نمی کند. چرا که در این شیوه مشتری بلافاصله بعداز تبلیغات شروع به خرید می کند. پیش از اینترنت، ثمربخش ترین روش “فراخوان برای خرید” از طریق برنامه های تلویزیونی صورت می گرفت. اینبرنامه ها بینندگان را تشویق می کردند باشماره تلفن های رایگان تماس حاصل کنند و سفارش دهند. با این حال، تغییر مشتری از حالت منفعل

(تما شاگر تلویزیون) به وضعیت فعال (برداشتن گوشی تلفن و برقراری تماس)، به اندازه واداشتن افراد به کلیک روی تبلیغات اینترنتی، ساده نیست.

8- القا مفهوم “تامین کننده” تمام عیار درذهن مشتری :

  اینترنتبه سادگی توزیع کنندگان و خرده فروشان را به تامین کنندگانی همه جانبه تبدیل می کند. برخلاف تامین کنندگان تجاری سنتی که غالبا بر مبنای لیست موجودی در انبار یا خدماتی که در محل ارائه می دهند راجع به آنها قضاوت می کنیم. سایت های تجاری الکترونیکی این تصور را ایجاد می کنند که حجم زیادی کالای موجود در انبار و خدمات گسترده و متنوعی دارند. باید توجه داشته باشید که می توان این فعالیت را با قرار دادن اطلاعات مربوط به کالاها و خدمات در وب سایت تامین کرد.

در عین حال می توانید در پشت پرده، این فعالیت رابا برخب تامین کنندگان بیرونی، براساس قراردادهای حمل ونقل و توافق های خدماتی، همراه کنید. باچنین تمهیداتی، مشتریان احساس می کنند با تامین کنندگانی روبه رو هستند که خدمات همه جانبه ای را ارائه می کنند. این درحالی است که درصد خاصی از این تولیدات و خدمات از منابع دیگری تامین شده اند.

9- سربار کمتر ، هزینه های پایین تر ، خدمات بهتر :

امروزه فناوری اینترنت جایگزین روش های پر هزینه توزیع محصولات و ارائه خدمات و همچنین مدیریت نیازهای اطلاعاتی مشتری می شود. در توزیع تولیدات و ارائه خدمات به شیوه دیجیتالی (مانند موسیقی، نشر، گرافیک و غیره) مقادیر زیادی از هزینه ها صرفه جویی می شود، زیرا در این روش، هزینه های حمل ونقل از معادله هزینه اساساًپاک شده و سودآوری افزایش می یابد.

در حوزه های دیگر بازاریابی مانند بخش خدمات مشتری نیز می توانیم شاهد چنین صرفه جویی هایی باشیم . شرکت ها با فراهم کردن امکان دسترسی آنلاین به اطلاعات مربوط به تولیدات از طریق سیستم های مدیریت دانش (Knowledge base) و پاسخ به سوالات تکراری (FAQ) قادرند از حجم تماس های تلفنی مشتری بکاهند.

فروشندگان نیز می توانند با تشویق مشتریان بالقوه به کسب اطلاعات آنلاین درباره مالای مورد نظر قبل از جلسات رودررو، آمادگی مشتری را برای خرید افزایش دهند. با این روش زمانی که پیش از این صرف توزیع اطلاعات ابتدایی شرکت و اطلاعات مربوط به کالاها می شد کاهش یافته، زمان بیشتری به درک و ارائه راه حل برای مشکلات مشتری اختصاص می یابد. با توجه به این مثال ها، اینترنت میتواند علاوه بر کاهش

هزینه های عملیاتی و اجرایی، ارزش بیشتری به مشتریان بدهد.

10-  دامنه حضور خود را جهانی کنید :

شبکه اینترنت کانالی ارتباتی وتوزیعی است که قابلیت دردسترس بودن جهانی را برای تولیدات و خدمات یک شرکت فراهم می کند. یک بازاریاب محلی می تواند با داشتن یک وب سایت به بازاریابی جهانی تبدیل شود و به این ترتیب بازار هدف بالقوه خود را در مقایسه با میزان کنونی تا چند برابر افزایش دهد.

برخلاف زمانی که تجارت الکترونیکی هنوز باب نشده بود و بازاریابی بین المللی کاری وقت گیر و پر هزینه به شمار می رفت، اکنون بار گذاری کردن فایل ها در اینترنت برای ایجاد یک وب سایت تنها کاری است که باید برای حضور در عرصه جهانی انجام داد. در حالیکه تاسیس یک وب سایت به تنهایی فروش بین المللی را تضمین نمی کند (برای اینکه یک سایت از نظر بین المللی کارآمد باشد، به فعالیت بازاریابی زیادی نیازمند است) ، ولی اینترنت در مقایسه با روزهای قبل از همه گیر شدن آن، جهشی عظیم را به سمت تجارت جهانی فراهم می کند.

چالش ها :

    1- مدیریت ترفیعات ( پیش بینی نیاز درخواست فعالیت های اقتصادی )

         2- تضمین امنیت وب سایت و یکپارچه سازی با سیستم های جاری (موجود) شرکت

    3- اجتناب از قربانی شدن در فعالیت های فریب ده پیوسته (on line)

    4- تامین هزینه هایی که برای نگه داشتن سایت لازم است.

    5- پیدا کردن و حفظ کار کنان کارآمد.

تاسیس تجارت الکترونیکی

 شرکت های موجود بطور روز افزون از تجارت الکترونیکی برای گسترش شبکه های فروش و بازاریابی خود استفاده می کنند. همچنین تجارت الکترونیکی محور تاسیس تعداد زیادی از شرکت هاست. اینترنت به ویژه در شرکتهای کوچک ومتوسط بسیار مهم است چراکه با استفاده از آن می توان هزینه های بازاریابی را به حداقل رساند ودر عین حال به بازارهای وسیع تری دست یافت. کارآفرینی که فعالیت کارآفرینانه تجارت الکترونیکی را آغاز می کند، لازم است به همان سوال های راهبردی و حساب شده ای پاسخ دهد که هر کارآفرین دیگری با آنها روبروست. به علاوه، مسائل ویژه ای در مورد تجارت با اتصال به خطوط رایانه ای، به دلیل فناوری جدید و دائما در حال تحول تجارت اینترنتی ، نیاز به بررسی دارد.

راه های تاسیس وب سایت

برای تاسیس یک وب سایت کارآفرین 2 راه در پیش رو دارد :

1-استفاره از عملیات درون شرکتی :

در این روش کارآفرین باید امکانات مورد نیاز برای راه اندازی یک وب سایت از جمله : رایانه ، خطوط اتصال ، خطوط تلفن ، اوپراتور و… را در شرکت فراهم کند. که همه اینها هزینه آور است.

2- استفاده از شرکت های طراح وب سایت :

در این روش کارآفرین با پرداخت مبلغی به شرکت طراح وب طراحی وب سایت را به آنها محول می کند ، وکارآفرین تنها باید بطور مرتب اطلاعات صفحات وب خود را به روز رسانی کند.

مزایای وب سایت

1- وجود سیستم پست الکترونیکی که تعداد مشتریانی را که بعدا مجددا خریداری خواهند کرد را تا حد قابل توجهی افزایش می دهد.

2- جمعیت شناسی مطلوب ، دستیابی به بازار هزینه مناسب ، توانایی در هدف گیری مشتریان ، و زمان پاسخگویی سریع.

 ارائه سیستم نظرات متقابل در وب سایت

در دنیای الکترونیک همه چیز وابسته به وفاداری است . وفاداری وقتی کم می شود که مشتریان می توانند باانتخاب و کلیک کردن بر روی وب سایت رقیب نتیجه بیشتر و بهتری  بگیرند. وفادار ماندن در انتخاب یک وب سایت به میزبانی که دارای ارزش افزوده بالقوه، ترکیب وچهره یک سایت، عملکردها و میزان پذیرش رقیب (gimmies) مربوط می شود که تمامی اینها به عنوان تبلیغات الکترونیکی به کار می روند وبه اشکال مختلف مردم را تشویق می کنند تا زمان بیشتری را در سایت شما صرف کنند. گپ کامپیوتری (chat ) راه بسیلر خوبی برای بالا بردن وفاداری است چرا که مشتریان دوست دارند عقیده خود را بیان کنند و با خریداران دیگر مانند خودشان ، تبادل اندیشه کنند. برای اینکه تکنولوژی گپ کامپیوتری مقرون به صرفه و مطمئن برای ارتباط مناسب باشد، بهتر است مدیریت آنرا به یک شرکت دیگر محول کند.

 فصل چهارم:

 فرهنگ كسب وكار

4-1-    فرهنگ کار آفرینی

از تعاریف مختلفی که از مفهوم فرهنگ بدست آمده است می توان گفت:فرهنگ مجموعه ای ازارزشها نگرش ها، هنجارها و رفتارهای است که هویت یک جامعه را تشکیل می دهند. کارآفرینان به عنوان بخشی از جامعه پیرامونی،از ارزشها، نگرشها هنجارها ورفتار های متمایزی برخوردارند که می توان به آن خرده فرهنگ کارآفرینی اطلاق نمود.ساختار وعملکرد این خرده فرهنگ وعناصر درونی آن در سطوح مختلف فردی و اجتماعی و  همچنین  در ارتباط آن با فرهنگ مسلط  پیرامونی به نحوی است که می توان گفت : براساس اصل تاثیر متقابل حوزه های مختلف فرهنگ و اجتماع،فرهنگ کار آفرینی از حوزه های دیگرفرهنگ، از جمله  حوزه اخلاق و مذهب ، ارزش ها ، عقاید اقتصادی و سیاسی تاثیر می پذیرد. از این رو ریشه های ضعف و قوت فرهنگ کار آفرینی را باید در حضور و وجود ارزش ها وعقایدی جستجو کرد که در فرهنگ و جایگاهی فراتر از کار را به خود اختصاص داده اند و در تعارض و تقابل با کار ویا همنوا و ساز با كارآفريني هستند. ژوزف مک گوایر (1964)نقش جوامع مختلف را با توجه به تنوع فرهنگ متفاوت می داند.به نظر وی منابع طبیعی و سرمایه نقدی ممکن است یکسان باشد ، اما آنچه باید دردرك تفاوت رفتار، مورد توجه قرار گيرد، عواملي است مانند :  

عقاید اجتماعی     – هنجارها     -پاداش رفتارها        -مکاتب دینی

بنابراین اگر چه کار آفرینان، ارزشها و باورهایی متمایز از افراد جامعه دارند،ولی فرهنگ کار آفرینی،متاثر از فرهنگ حاکم بر جامعه است.در واقع هر چه ارزشهای و عقاید موجود در جامعه ،افراد جامعه را به کار،تولید مداوم، فکر و اندیشه خلاق ویادگیری وکسب دانش سوق دهند، درآن جامعه فزهنگ کار آفرینی اشاعه یافته ودرون افراد نهادینه میشود و یا به عبارتی ،در آن جامعه افراد بیشتری دست به خلاقیت ، نوآوری و کار آفرینی می زنندو افراد کار آفرین بیشتری موفق میشوند که ایده-های نوین خود را در جامعه محقق سازند.از سوی دیگر جامعه کنونی در حال حاضر با سرعتی شتابان به سمت جامعه دانشی پیش می رود ،جامعه ای که در آن منابع فیزیکی و مادی مزیت خود را نسبت به منابع فکری و علمی از دست داده و سرمایهاصلی آن،استعداد و خلاقیت اعضای آن جامعه به شمار می رود.بنابراین می توان گفت که قسمت اعظم فرهنگ کار آفرینی در جوامع کنونی متاثر از نهادینه شدن فرهنگ علمدر جامعه است.واژه هایی مانند مدیریت علمی ، اقتصادی مبتنی بر دانش ،خلاقیتدر صنعت، نوآوری و… در سمینارها و همایش ها بسیار بکاربرده می شود و همه اینها گواه این ادعا است که فرهنگ کار آفرینی در محیط، ارزشها و باورهای کار و علم را تقویت نمایند.

 4-2-   فرهنگ کار در ایران

در جامعه ما با عناصر مثبت بسیاری در فرهنگ آرمانی دینی که در آن به کار ارزش بسیار داده می شود و نیز  با وجود سنت پيشوايان در ارج نهادن به کار و تاکید بیشتر بر ارزش اکتسابی تا انتسابی ، ارزش هایی در جامعه غلبه دارد که اخلاق کار و به تبع آن کار آفرینی را تضعیف می کند.در ساختار کلی و سطح کلان جامعه، بخصوص ارزش های مربوط به نظام سیاسی ،ارزش های غالب بطور عمده انتسابی بوده است وارزشهای اکتسابی که تقویت کننده کار ،خلاقیت و نوآوری بعنوان ارزش فی نفسه است جای نداشته یا جایگاهی محدود به خود اختصاص داده است.اهمیت نسبت در اشتغال مناسب و تخصیص منابع ،اصل وراثت خاندانی سمت ها وبهره مندی از منابع کمیاب ، غلبه ارزش وابستگی ووفاداری  شخصی بر لیاقت و کار دانی از عواملی است  که در  سطح کلان جامعه و فرهنگ با کار به عنوان ارزش فی  نفسه در تعارض  بوده، کارآفرین  و خلاقیت و نوآوری را تضعیف کرده است.و حال آنکه فرهنگی که خواستار پرورش کار آفرین باشد، باید مردم را بخاطر دستاوردهایشان طبقه بندی کند.اما اخلاق کار و پدیده های مرتبط به آن مانند کار آفرینی  پدیده های هستند  قابل  شناسایی و مطالعه وتغییر  پذیر  وقابل کنترل ودستکاری  که از قواعدکلی حاکم بر فرهنگ و جامعه تبعیت می کند از اینرو می توان از آنها به عنوان یک مسئله اجتماعی یاد کرد ومسئله اجتماعی همواره قابل حل بوده و می توان برای اصلاح آن کاری انجام دادولی اگر فکر کنیم که درباره مسائل اجتماعی نمی توانیم کاری بکنیم و اینها همه سابقه تاریخی داشته و غیر قابل تغییر به حساب می آید باید آن مسائل را از فهرست مسائل اجتماعی حذف کنیم زیرا دیگر

مسئله اجتماعی حذف کنیم زیرا دیگر مسئله اجتماعی به شمار نمی روند.

بنابراین با همه ضعفها ی فرهنگی و اجتماعی که در اخلاق کاردر ایران وجود دارد این مسئله قابل حل است و بنظر میرسد که راه حل آن نیز می تواند کار آفرینان باشند زیرا براساس نظر (ماکس وبر) کار آفرینی یک فرآیند اجتماعی است که در ان کار آفرین با اشتیاق و پشتکار در کار خویشتن خویش راپیدا می کند و از بند عادات وسنتهای مرسوم رها می گردد. او معتقد استکه فرهنگ کارآفرین در سطح تعامل انسانها با یکدیگر شکل میگیرد و ارزشها،نگرشها و باورهافرد نسبت به کار آفرینی تحت تاثیر تعامل وی با سایر افراد جامعه شکل گرفته و تکامل پیدا می کند.بنابر این براساس نظر (وبر) جامعه وباورها و ارزشهایان نقش مهمی در ایجاد کار آفرینی دارند و همچنبن کارآفرینان نیز نقش بسیار موثری در ایجاد تحولات ارزشمند ونجات جامعهاز بند عادت و سنت های بی اساس وبی فایده اما مرسوم ایفا مینماید.کارآفرینان در اجتماع سبب پویای وافزایش بهره وری شده ودر سطح اجتماع ارزش کار را افزایش می دهند و روحیه سعی و تلاش در بدنه جامعه را بالا می برند. کارآفرینان سبب تشویق جامعه به کارهای خلاق و کارآفرینانه می شوند و همین امرسبب رشد  و بالندگی در اجتماع می شود.زمانی که کار آفرینی به عنوان یک شیوه زندگی توسط اکثریت افراد یک جامعه پذیرفته شود ، آن جامعه بسیار سریع توسعه می یابد.

       

4-3-  موانع كارآفريني در ايران

چرا كارآفريني به رغم عمر چندين دهه آن به عنوان يك اصل مسلم توسعه، هنوز نتوانسته است در ايران عرض اندام كند؟ اين يكي از مهمترين سوال‌هايي است كه در دهه اخير ذهن بسياري از انديشمندان جامعه را به خود مشغول كرده است و اين موضوع به اين دليل اهميت بسياري يافته است كه بيكاري انبوه جوانان مي‌رود تا كشور را با مشكلات زيادي مواجه سازد. به طوري كه صاحب‌نظران پيش‌بيني مي‌كنند با شدت يافتن بيكاري در جامعه امنيت اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي و … رو به اضمحلال خواهد رفت. براي درك موانع موجود در اين زمينه ساختار اقتصادي و سياست‌هاي مطرح در اين رابطه بررسي مي‌شود.

اقتصاد ايران و كارآفريني

نظر به اهميت كارآفريني در توسعه، بسياري از انديشمندان جامعه را بر آن داشته است تا بر پايه يك رشته ديدگاه نظري و نيز تجربه شماري از كشورهاي موفق در گذشته و حال، نقش كارآفرينان را در فرآيند واقعي توسعه مطرح كنند. يعني عناصري كه در شرايط مناسب مي‌تواند با تكيه بر توان ذهني و نيز ريسك‌پذيري ذاتي خود، به عنوان موتور يا «پيشرانه» حركت جامعه مسئوليت بپذيرد و ساز و كاري را به جريان اندازد كه مستقل از دولت و با تكيه بر نيروي مادي و ذهني مردم موجب اعتلاي جامعه شود. اما اين قدرت آفرينندگي در محيط ويژه‌اي عينيت پيدا مي‌كند. اين محيط از دو زاويه بايد مورد تأمل قرار گيرد. نخست ساختار اقتصادي جامعه است، به اين مفهوم كه توليدكنندگان در پله مقايسي فعاليت مي‌كنند و در چه گروه‌هايي از لحاظ اندازه طبقه‌بندي مي‌شوند، در چه مناطق و در چه حوزه‌هايي از فعاليت‌هاي اقتصادي متمركز هستند، و چه رابطه‌اي با يكديگر دارند. و دوم چه فضاي سياستگذاري بر آنها سايه انداخته است. آيا سياست آزاد اقتصادي حاكم است و ساز و كار بازار حكم مي‌راند يا اقتصاد دستوري تسلط دارد؟ مفاد اين نظريه نشان مي‌دهد كه كارآفرين مي‌تواند در محيطي به بهترين وجه خلاقيت خود را عينيت بخشد و فضايي پررقابت آماده كند كه متكي به ساز و كار بازار آزاد باشد.

ساختار اقتصادي ايران

با توجه به ساختار اقتصادي موجود در ايران مي‌توان، در سطح كلان عوامل مثبت و منفي مؤثر بر فعاليت كارآفريني را تحليل كرد. براي اين منظور نخست نگاهي به ساختار اقتصادي مي‌اندازيم و سپس اشاره‌اي به سياستهاي دولت و ميزان حمايت آنها از نظام اقتصادي آزاد خواهيم كرد.

اقتصاد ايران را همچون اقتصاد بسياري از كشورها مي‌توان به سه بخش كشاورزي، صنعت، و خدمات تفكيك كرد. اين تفكيك به اين دليل صورت مي‌گيرد كه هريك از اين سه بخش، از ويژگي‌هاي خاصي برخوردار است كه در چارچوب آنها مي‌توان روشن‌تر به فرصتها و تهديدات پي برد.

تصوير ساده و بسيار اجمالي ساختار اقتصادي ايران را مي‌توان چنين نمايش داد كه در كشاورزي انبوهي از توليدكنندگان خرد قرار دارند كه بهره‌وري كار و زمين در آنها بالاست و با تكنولوژي پايين و سرمايه اندك كار مي‌كنند، در صنعت بخش بزرگي از توليدكنندگان خرد «كه اكثريت مطلق كارگاهها را تشكيل مي‌دهند» در صنايع غذايي و نساجي كه بيشترين پيوند را با كشاورزي دارد، فعاليت مي‌كنند، بهره‌ورري سرمايه در اين صنايع به طور نسبي بالاتر از ديگران است، و سرانجام هم در بخش خدمات دو گروه كه في‌نفسه پيوند تنگاتنگي با فعاليتهاي كشاورزي و صنايع غذايي و نساجي دارند، حدود بيش از 54 درصد نيروي كار را در خود جاي داده‌اند. اين نيروي كار كه عمدتاً جوان هم هستند از تخصص بالايي برخوردار نيستند به اين ترتيب به نظر مي‌رسد كه سياستگذاري در اين سه حوزه مي‌تواند آثار مفيدي در پي داشته باشد بويژه آنكه همه آنها عمدتاً در دست فعالان اقتصادي خرده‌پا قرار دارد. ولي رونق يا ركود در ميان اين مولدين خرد تا اندازه‌اي هم به سياستگذاريهاي دولت بستگي دارد كه در بخش ذيل به آن مي‌پردازيم.

سياستهاي اقتصادي

همان‌طور كه گفته شد محيط مناسب براي كارآفريني غير از ساختار اقتصادي، و بعد ديگري هم دارد كه عمدتاً به سياستگذاريهاي دولت مربوط مي‌شود. در بند پيشين ساختار اقتصادي ايران گفته شد كه اين ساختار به لحاظ خرد بودن و همچنين كاربر بودن چند حوزه از فعاليت در هر سه بخش كه انسجام تنگاتنگي با هم دارند، شرايط مناسبي را براي كارآفريني مي‌تواند فراهم آورد. حال در اينجا نگاه اجمالي هم به سياستهاي دولت مي‌اندازيم تا ببينيم اين بعد تا چه حد مي‌تواند توسعه بخش كارآفريني باشد.

در آغاز بايد گفته شود كه به طور معمول و بويژه در الگوهاي اقتصادي، وضعيت اقتصاد آزاد مناسب‌ترين شرايط براي فعاليت كارآفرينان محسوب مي‌شود. كارآفرين بايد با موانع غيراقتصادي روبرو نباشد، كارآفريني نبايد درگير بوروكراسي دولت شود، كارآفرين بايد بداند كه شرايط آينده بازار صرفاً بر پايه ساز و كار آن تعيين مي‌شود، … در اين شرايط است كه چنين فعاليتي تمام نيرو و ابتكار خود را در راه رقابت به كار مي‌گيرند و براي تحقق اهداف خود خلاقيت عينيت پيدا مي‌كند.

در اين راه دولت بايد از صحنه اقتصادي فاصله بگيرد و صرفاً با سياستگذاريهاي خود نيروهاي خدمت جامعه را به حركت وا دارد. بعضي از دخالتهاي دولت را مي‌توان شامل اعمال سياست ارزي و كنترل، تعيين و تغيير بوروكراتيك نرخ ارز، اعمال نظر در قيمت‌گذاري و يا حتي تعيين قيمت، ايجاد انحصارات از دو طريق يعني مالكيت خود و نيز جلوگيري از واردات برخي كالاها، پرداخت انواع يارانه‌هاي مستقيم و غيرمستقيم يا آشكار و پنهان به توليدكنندگان رانت اين مجموعه بويژه ايجاد انحصار و ساز و كار تسهيم ارز با نرخهاي دولتي موجوب خواهد شد تا كارآفرين در جامعه در قالب رانت‌جوي متجلي شود. در اين صورت علي‌رغم وجود بستر مناسب براي كارآفريني سياستهاي دولت فاصله زيادي با اقتصاد آزاد خواهد داشت و اين اقدامات موجب مي‌شود كه سرمايه جذب حوزه توليد نشود و نيروي كار نتواند ظرفيت بالقوه خود را بروز داده و بر شمار عظيم بيكاران هم افزوده شود.

 4-4-  فرهنگ كار در كشورهاي پيشرفته

تأكيدي كه در ايدئولوژي غرب به ويژه در امريكا بر كار به عنوان «بروز جوهر اصلي وجود انسان» شده است و اينكه حيات انسان با كار تبلور مي‌يابد، نشان  اهميت يافتن كار در اين جامعه به عنوان ارزش في نفسه است.

ماكس وبر در كتاب خود تحت عنوان اخلاق پروتستاني و روح سرمايه‌داري سعي كرد رفتار سرمايه‌داران را به عنوان افرادي كه به كار و توليد به عنوان ارزش في نفسه مي‌نگرند و نه به عنوان وسيله‌اي براي دستيابي به رفاه بيشتر، بر اساس اخلاق پروتستاني تشريح مي‌كند. او با طرح اين سؤال كه كدام ارزش و عقايد پيرامون مكتب، اين مردم را به فعاليت، كار و توليد مداوم و پيوسته سوق مي‌دهد و كدام نظام ارزشي چنين امري را متوجه و مشروع مي‌سازد، به عقايد و ارزش‌هاي ارايه شده در اين ديدگاه اشاره مي‌كند و نشان مي‌دهد تفسير جديد گروهي از مسيحيان (پروتستاني) از دين مسيح و نگاه وي به جهان و نيز جايگاه انسان در جهان و رابطه وي با خدا، علي‌رغم سوق دادن فرد به سوي رفتار زاهدانه، معتقد به اين عقايد را به تلاش مداوم وا مي‌دارد. در حالي كه تفسير كاتوليكي از مسيحيت چنين مكانيسمي را در جامعه فراهم نمي‌سازد.

رشد كسب و كار در امريكا همواره مورد توجه دانشمندان اروپايي بوده است اينكه چرا كسب و كار در امريكا تا اين حد مورد تحسين است؟ چگونه در امريكا در مدت 20 سال، 30 ميليون شغل ايجاد شده است؟ و حال آنكه در اروپا با جمعيتي بيش از امريكا فقط 5 ميليون شغل ايجاد شده است. چه چيزي اشتهاي سير‌ي‌ناپذير امريكا را براي رشد و افزايش خيره كننده بهره‌وري در سال‌هاي اخير تحريك مي‌كنند؟ اينها سؤالاتي بود كه «چارلز هندي» فيلسوف شهير انگليسي براي پاسخ دادن به آنها، سرمايه‌داري را در كانون توجه خويش قرار داد و نتيجه كار، نگاهي روشنفكرانه و تكان‌دهنده به برخي از فرصت‌هاي بنيادي در شالوده كسب و كار امريكاي امروز است.

آنچه بيش از همه توجه هندي را جلب مي‌كند، خوش‌بيني مردم امريكاست. اعتقاد استوار و بي‌چون و چراي آنان به اين كه فردا مي‌تانند و بايد بهتر از امروز باشند. به نظر هندي، نيروي برآمده از خوش‌بيني توأم با اعتقاد پاكدينان در قداست كار و حرمت ثروت ناشي از كد يمين و عرق جبين، راز توفيق و كاميابي مردم امريكاست.

بيشتر آمريكاييان عقيده دارند كه فردا مي‌تواند بهتر از امروز باشد و خود را مسئول مي‌دانند كه براي ساختن آينده‌اي بهتر، هركاري كه از دستشان برمي‌آيد انجام دهند.

«رابرت هيوز» استراليايي مي‌گويد كه ارزش‌هاي پاكدينان در رگ و پي جمع عظيمي از امريكاييان تزريق شده است. آنان بذر اخلاق كار و نيز تقدم مذهب را در حدي كه جز در دنياي اسلام سابقه نداشت، در بستر زندگي آمريكايي‌ها كاشتند.

هيوز مي‌گويد كه پاكدينان مفهوم نو بودن و نو شدن را در آمريكا اختراع كردند و اين كه ثروت نماد ارزش باشد، از سنت پاكدينان است كه تا به امروز ادامه يافته است. معناي اين حرف آن است كه داشتن پول يا كالاهاي مادي عار نيست و لازم نيست كه كسي ثروت خود را پنهان كند. كه از اين منظر، با بخش‌هايي از اروپا كه در مقام كسب ثروت موروثي يا ثروت مفت و بي‌زحمت، سابقه‌اي طولاني دارد، بسيار متفاوت است. بنابراين، ثروتمند آمريكايي مي‌خواهد كه در بخشش مال خود دست و دل باز باشد و حتي تظاهر و خودنمايي كند. زيرا كه پول زحمت كشيده مايه مباهات است. نيكوكاري و رساندن خير به مردم و جامعه، نشانه گذراندن عمري پربار و پرحاصل است. بي‌جهت نيست كه بذل و بخشش اموال و دارايي شخصي در آمريكا به مراتب بيشتر از اروپاست. چرچيل روزي گفته بود كه اگر جامعه‌اي ثروتمند مي‌خواهيد بايد ثروتمندان را تحمل كنيد. حال آنكه در آمريكا ثروتمند به جاي تحمل، ستايش مي‌شود به شرطي كه ثروت او از راهي آبرومندانه و شرافتمندانه به دست آمده باشد. ارج نهادن به آموزش و پژوهش به نحوي كه جامعه را به صحنه آموزش و پژوهش تبديل كرده و علم، پژوهش و فناوري را موضوعات مورد علاقه عموم قرار دهد، نشانه‌هايي از جامعه اطلاعاتي موجود در غرب است.

شايد سيليكون والي مثال خوبي باشد از جامعه كوچكي كه توانسته است فرهنگ كار و فرهنگ علم را در هم آميزد و كارآفريناني همچون مديران شركتهاي مايكروسافت، اينتل، ياهو، نت اسكيپ را وارد عرصه اجتماع نمايند.

سيليكون والي، يك دالان پنجاه مايلي در ايالات كاليفرنياست كه به الگوي كارآفريني تكنولوژيك جهان مبدل شده است. اين منطقه كه در جنوب سانفرانسيسكو واقع شده، در دهه 1990 اصلي‌ترين مركز فعاليت‌هاي تكنولوژيك در ايالات متحده بوده است.

خروج كارآفرينانه: تعداد ناچيزي از كارآفرينان تا زمان بلوغ شركت‌هاي نوپا با آن مي‌مانند و غالباً قبل از اين مرحله از شركت جدا مي‌شوند. خروج آنان معمولاً زماني است كه عايدي شركت به يك ميليارد دلار نزديك شود.

جبران خدمت: بنگاه‌هاي كارآفرينانه و بالغ، برحسب موفقيت خود، نسبت به جبران خدمت و انگيزش كاركنان در تمامي سطوح اقدام مي‌كنند. مثلاً سهام شركت را بين آنان توزيع مي‌كنند.

سيستم‌هاي چالاك: اين مؤلفه شامل ايجاد سريع يك جايگاه مناسب در ميان مشتريان است كه مي‌تواند از طريق عرضه مجاني نمونه‌هاي اوليه‌ي محصول به آنها انجام شود. اين اقدام بنگاه را از نظرات و انتقادات مشتريان آگاه مي‌سازد. به علاوه بدين ترتيب تأثير مثبتي از مارك تجاري شركت در ذهن مشتري مي‌ماند.

سرمايه‌گذاري در شركت‌هاي جوان: شركت‌هاي موفق با سرمايه‌گذاري در كارآفريني تكنولوژيك (سرمايه‌گذاري در شركت‌هاي نوپا)، پيشتازي تكنولوژيك خود را حفظ مي‌كنند. اين اقدام به شركت‌هاي بالغي همچون اينتل فرصت مي‌دهد تا با حداقل سرمايه‌گذاري در تحقيق و توسعه به تكنولوژي‌هاي جديد برسند.

هرچند در بسياري از كشورهاي جهان و حتي در برخي مناطق ايالات متحده تلاش شده است كه از الگوي سيليكون والي تقليد شود، اما اينكه در جاي ديگري از جهان اين درجه از موفقيت حاصل شده باشد مورد ترديد است. اساسي‌ترين مؤلفه سيليكون والي كه تقليد از آن را براي سايرين دشوار مي‌نمايد، فرهنگ و روحيه كارآفرينانه‌اي است كه بر اين منطقه سايه انداخته است.

فرهنگ كار در ژاپن

گفته شد كه ريشه‌هاي قوت و ضعف در فرهنگ كار را بايد در حضور و وجود ارزش‌ها و عقايدي جستجو كرد كه در فرهنگ و در سلسله مراتب ارزش‌ها جايگاهي فراتر از كار را به خود اختصاص داده‌اند از اين حيث تعريف فرهنگ در ژاپن و تأثير آن در اخلاق كار بسيار اهميت دارد.

در دايرة المعارف ژاپني، فرهنگ اين چنين تعريف شده است:

تلاش براي استفاده از طبيعت يا منابع طبيعي در بهتر كردن زندگي انسان (نوع بشر)،‌كه داراي دو بعد زير مي‌باشد:

الف ـ دانش، هنر، مذهب و ثمره فعاليتهاي روحي انسان.

ب ـ ثمره فعاليتهاي فني كه مترادف كلمه تمدن است.

تعريف فرهنگ، در عبارت بالا هم به معني به فعليت رساندن استعدادها و امكانات طبيعي براي تنظيم و بهتر كردن زندگي نوع بشر در نظر گرفته شده است و هم به معني استعدادها و امكانات و پديده‌هاي عالي انسان، مانند علم، هنر، مذهب و ساير ثمره‌هاي فعاليت‌هاي روحي انسان.

تلاش و كوشش در فرهنگ ژاپني نقش اساسي را ايفا مي‌كند به طوري كه يكي از عوامل مؤثر بر موفقيت اقتصادي ژاپن تأكيد نظام تربيتي آن بر تلاش و پشتار است. اين عقيده در بين ژاپني‌ها رايج است كه عنصر وجدان كاري و پشتكار در رفتار كودكان و جوانان ژاپني از موفقيت اقتصادي آنهاست. اطلاعات بدست آمده از مطالعه تطبيقي درباره پشتكار انجام كار و تكليف در كودكان ژاپني و آمريكايي در سال 1985 ـ 1984 نشان مي‌دهد كه يك تفاوت بزرگ بين اين كودكان وجود دارد و آن عبارتست از اين كه بچه‌هاي ژاپني در مقايسه با كودكان آمريكايي بيشتر به پشتكار دعوت مي‌شوند. در خانواده‌هاي امريكايي توانايي دليل بر موفقيت است و خانواده‌هاي ژاپني خواستن و پشتكار را از رموز موفقيت برمي‌شمارمند.

ايران و ژاپن تقريباً به طور همزمان يعني از اواسط قرن نوزدهم شروع به الگوبرداري از روش‌هاي جديد غرب كردند، اما با توجه به شرايط فرهنگي و سياسي متفاوت حاكم بر دو كشور، نتايج حاصله يكسان نبوده است. در حالي كه ژاپن برقراري رابطه با ممالك غربي را ضروري مي‌دانست و با نزديكي به آنها با درك، اخذ و جذب روش‌هاي علمي توانست با شتاب در رديف كشورهاي صنعتي قرار گيرد و در سايه همين پيشرفت، خود را از سلطه غرب رها سازد. اما ايران با توجه به بافت فرهنگي متفاوت، مغرور از فرهنگ و تاريخ گذشته خود و فقدان انعطاف‌پذيري در گرفتن تصميم به اخذ علوم غربي، دچار ترديد شده و در نهايت نتوانست صنعتي شود.

از لحاظ آمادگي فكري و فرهنگي نيز مي‌توان به اين نكته اشاره كرد كه روشنفكران اصلاح‌طلب ژاپني كه با تحولات غرب آشنا شده بودند و به ضرورت درك آن براي توسعه ژاپن واقف بودند، به راحتي موفق شدند با نوشته‌ها و سخنراني‌هاي خود تفسيرهاي تازه‌اي از سنت‌هاي گذشته عرضه كنند و به آگاه كردن مردم بپردازند. پس از اين روشنگري، ژاپني‌ها نياز به بازنگري و تجديدنظر در بعضي از ارزش‌هاي كهن و سنت‌ها را ضروري تشخيص دادند و در تطبق آنها با فرهنگ نوين تلاش كردند، اما در ايران شرايط به گونه ديگري بوده است. شاهان هرگونه انديشه نو، تفكر جديد و دموكراسي را كه تضعيف قدرت سلطنت را به همراه داشته به شدت سركوب مي‌كردند.

پيشرفت ژاپن نيز بيش از همه، مديون بالا بودن بهره‌وري كار بوده است كه در سايه تلاش زياد و احساس مسئوليت حاصل شد. براي آنها كار، فراتر از وسيله معاش است. اما در ايران آن روحيه سختكوشي در ميان مردم ديده نمي‌شود. در حقيقت ما كار مي‌كنيم تا زندگي كنيم اما در كشورهاي صنعتي و ژاپن زندگي مي‌كنند تا كار كنند. كار مهمترين عامل پيشرفت و توسعه است و در كشورهاي غيرپيشرفته كم‌كاري، كاهلي و عدم احساس مسئوليت در بين تعداد زيادي از مردم رايج است.

 راه‌كارهاي توسعه كارآفريني

موانع گذشته و موجود بررسي كارآفرينان، صاحب نظران و سياست‌گذاران دولتي و نيز سازمان‌هاي غيردولتي را به فكر چاره‌جويي براي ايجاد راههايي جهت حذف و يا كاهش     انداخته است.

بر اساس اين تأمل اقدامات مثبتي به ويژه در كشورهايي كه كارآفريني را در برنامه‌هاي توسعه اقتصادي ـ اجتماعي خود جاي داده‌اند،  اجرا گرديده است. با توجه به اين ديدگاه كه دولت :

1ـ ايجاد تسهيلات لازم جهت دسترسي افراد به تحصيلات و كسب دانش و مهارت‌هاي مدرن فني و مديريتي.

2ـ معرفي الگوهاي موفق كارآفرين به اجتماع.

3ـ بالا بردن سطح دسترسي به منابع و احاطه آنان بر منابع توليد.

4ـ شناسايي فرصت‌هاي شغلي بادوام و انجام خدمات حمايتي در اين مورد.

5ـ كاهش مراحل اداري تأسيس و اداره شركت‌ها.

6ـ معرفي و تقويت كانال‌هاي مناسب براي توزيع خدمات مالي و غيرمالي به شركت‌هاي مختلف.

ـ ايجاد شبكه‌ها و تضمين همكاري مناسب بين تمامي بخش‌ها و مؤسسات دولتي و غيردولتي در امر پيشبرد و توسعه كسب و كار به ويژه در زمينه‌هاي :

7ـ تعليم دانش مديريت و مهارت‌هاي فني.

8ـ ارائه خدمات در زمينه انتخاب فن‌آوري‌هاي مناسب.

9ـ حمايت‌هاي اطلاعاتي در زمينه مشاغل تجاري، مديريتي و فني و نيز كاربرد تكنولوژي اطلاعات.

10ـ ارائه خدمات مشاوره‌اي.

11ـ ارائه اطلاعات مربوط به خريد و فروش در بازار.

به طور کلی مؤثرترين حما يتهای دولتی وغيردولتی از کارآفرينانکه سبب توسعه و تقويت افراد كارآفرين بوده و آثار مشهودي در جوامع مختلف از خود به جاي گذاشته را مي‌توان به چهار دسته تقسيم نمود:

1ـ ايجاد فرصت‌هاي شغلي

2ـ ايجاد تسهيلات مالي و اعتباري

3ـ قابليت آفريني

4ـ ايجاد شبكه‌اي محلي، منطقه‌اي و جهان

1ـ ايجاد فرصت‌هاي شغلي

برنامه‌هاي بلندمدت و سالانه توسعه اقتصادي اجتماعي كشورهاي مختلف برحسب درجه اهميت كارآفرينان بودجه‌هاي خاصي براي ايجاد فرصت‌هاي شغلي افراد به ويژه در زمينه كارآفريني اختصاص مي‌دهند. علاوه بر آن در اين جوامع نهادهايي شكل گرفته‌اند كه در كشف، شناسايي و راه‌گشايي فرصت‌هاي شغلي براي افراد كارآفرين نقش مهمي به عهده دارند. اين نهادها، هم در بخش دولتي و هم در بخش غيردولتي فعال مي‌باشند.

2ـ ايجاد تسهيلات مالي و اعتباري

تأمين سرمايه اوليه در مرحله ايجاد كسب و كار جديد و نيز سرمايه‌گذاري جهت توسعه كسب و كار براي افراد كارآفرين از اهميت خاصي برخوردار است. به همين دليل نهادهايي در بخش‌هاي دولتي و نيز سازمان‌هاي غيردولتي براي تحقق اين منظور تشكيل شد. بانك‌ها نيز جهت تأثيرگذاري در توسعه كارآفريني نسبت به ايجاد تدابيري در اين زمينه همت گماشته و تسهيلات مالي خود را در قابل وام‌هاي كوتاه و بلندمدت ارايه مي‌دهند.

 3ـ قابليت آفريني

به رغم آنكه كارآفرينان در ايجاد هر كسب و كار جديد، با بروز و ظهور خلاقيت و نوآوري، ريسك‌پذيري و هنر خصلت‌هاي وجودي خويش، قابليت بالايي از خود نشان داده و به خلق و ابتكاري نو دست مي‌زنند، اما به منظور پرورش افراد بيشتر در مسير كارآفريني برنامه‌ريزي براي قابليت آنان اهميت زيادي پيدا مي‌كند.

در اين رابطه بايد روحيه كارآفريني را  از طريق ارايه خدمات مستمر مشاوره و آموزش در اين گونه سيستم‌هاي اجتماعي و اقتصادي احيا نمود.

4ـ ايجاد شبكه‌هاي محلي ـ منطقه‌اي و جهاني

دسترسي به اطلاعات و برقراري ارتباطات محيطي از ابزار اوليه و ضروري كارآفرينان در مرحله ايجاد و نيز توسعه كسب و كار مي‌باشد. با توجه به كثرت موانع افراد كارآفرين نسبت به مردان كارآفرين تجهيز به اين ابزار براي افراد كارآفرين اهميت بيشتري پيدا مي‌كند. شبكه‌هاي ايجاد شده در سطح ملي، منطقه‌اي و جهاني كمك زيادي به توسعه كارآفريني افراد نموده است.

طرح کاراد

در وزارت علوم ، تحقيقات و فناوری اين طرح بهسازمان سنجش آموزش کشور سپرده شده

و بعنوان« طرح توسعه کارآفرينی در دانشگاههای کشور» (کاراد)دنبال می شود که در ادامه

اهداف، برنامه ها، ساختار و اعتبارات آن بطور اختصار بيان می شود.هدف اصلی از اجرای

اين طرح توسط وزارت علوم ، تحقيقات و فناوری سازمان سنجش آموزش کشور با همکاری دانشگاه ها پرورش و آموزش کارآفرينان و توسعه در دانشگاهها ی کشور می باشد

الف) اهداف طرح کاراد:

1-ترويج ،ترغيبو ارتقاء روحيه و فرهنگ کارآفرينی و تلاش در جامعه دانشگاهی.

2- ترغيب و جذب جامعه دانشگاهی به آموزش دوره های کارآفرينی.

3-گسترش تحقيقات تفصيلی در خصوص کار آفرينان،پروژه های کار آفرينی،محيط وفضای کار آفرينانو ساير زمينه های مرتبط ، با توجه به شرايط و مقتضيات ايران.

4-آگاه سازی جامعه دانشگاهی در مورد کار آفرينی،کار آفرينان و نقش آنها در رونق اقتصادی وايجاد اشتغال و رفاه.

ب)برنامه ها و راهبردهای طرح کاراد:

برای رسيدن به اهداف فوق ،برنامه های و راهبرد های زیر مد نظر می باشد:

-بستر سازی و حمایت مالی ،مشاوره ای و اطلاعاتی لازم درجهت راه اندازی فعاليتهای کارآفرينانه دانشجويان.

-ترويج وترغيب دانشجويان در شرف فراغت از تحصيل جهت آشنايی با ايجادکسب کارهای کار آفرينانه،با اجرای برنامه های ترويجیاز قبيل سمينارها،کار گاهها،برنامه های تصويری وتبليغی.

-ارائه آموزش های کار آفرينی در قالب سمينارو کارگاههای تخصصی ،دروس انتخابی و ايجاد رشته کار آفرينی .

-ترتيب مربی و اساتيد ، آموزشهای کار آفرينی .

-برنامه ريزی، تدوين و تأمين محتوا و ابزارها و امکانات آموزش کارآفرينی.

شناسايی،انتخاب و تشويق کارآفرينان برگزيده سال و برگزاری جشنواره کار آفرينی.

انتقال دانش ودستاوردهای تحقيقاتی مرتبط با کارآفرينی از خارج به داخل کشور ،با همکاری مرکز کارآفرينی دانشگاهها و موسسات پژوهشی.

ج)منابع مالی و اعتبارات طرح کاراد:

اعتبارات و بودجه ی اجرای طرح کاراد در قانون بودجه سالانه پس از مبادله موافقتنامه با سازمان مديريت و برنامه ريزی معين می گردد .که در سال 1379  ودر سال 1380 و 1381 رديفهای اعتباری خاصی برای سازمان و وزارت خانه های مرتبط با موضوع کارآفرينی در نظر گرفته شده بود.                   

 فصل پنج:

 طرح كسب و كار

5-1-    طرح كسب وكار

طرح كسب و كار (Business Plan) عبارت است از نقشه راه ايجاد كسب و كار و دستورالعملي است كه تمام مراحل و اقدامات ايجاد كسب و كار را پيش‌بيني كرده است. به عبارت ديگر، طرح كسب و كار شامل سازماندهي منابع و فعاليت‌ها براي ايجاد و توسعه كسب و كار جديد است. طرح كسب و كار، راهنماي اقدامات كارآفرين و معياري براي عملكرد كارآفرين است. كيفيت تدوين طرح كسب و كار به توانايي تعريف روش و انتقال موارد مربوط به همه ذينفع‌ها بستگي دارد. ذينفع‌هاي مهم عبارتند از خانواده كارآفرين، مشتريان، سرمايه‌داران، مشاوران، كاركنان آينده، تشكل‌هاي منفي و دولت، طرح كسب و كار بايد مفصل بوده و بيانگر همه نكات لازم باشد. اين طرح بايد آنقدر ساده، تدوين شود كه افراد غيرمتخصص هم مطالب آن را درك نمايند.

يك طرح كسب و كار، بيان مي‌كند:

ـ چرا يك شركت به وجود مي‌آيد؟

ـ مؤسسان شركت به چه موفقيت‌هايي مي‌خواهند برسند؟

ـ شركت، چگونه مي‌تواند موفق باشد؟

 

5-2-    ساختار طرح كسب و كار (Business Plan)

بيانيه آرمان‌هاي كارآفرين:

در اين مرحله، كارآفرين، آينده مطلوب خود را ترسيم مي‌كند. چگونگي تصوير آينده فرد از ديد خودش به عوامل زيادي وابسته است از جمله: آمال و آرزوهاي فرد، آگاهي و اطلاع از اوضاع جامعه، وجود استعدادهاي خاص در فرد، كمبودهاي برجسته در زندگي وي، اوضاع عمومي جامعه، خواست خانواده، كيفيت آينده‌نگري در جامعه و غيره. در تعريف اوليه از چشم‌انداز، كارآفرين بدون محدوديت در عالم خيال پرواز كرده و آرزوهاي خود را بيان مي‌دارد. اين آرزوها تصوير وضعيتي است كه فرد مي‌خواهد در آينده داشته باشد. مثال: جواني مي‌خواهد در آينده در يكي از زمينه‌هاي علمي ـ هنري ـ ورزشي در كشور، منطقه يا جهان برترين باشد. ديگري مي‌خواهد در يكي از حرفه‌ها بهترين باشد و غيره.

 ايده‌يابي:

 ايده‌يابي عبارت است از پژوهش و تحقيق سيستماتيك براي پيدا كردن ايده‌هاي جديد. يك كارآفرين براي دسترسي به تعدادي ايده‌هاي مناسب و خوب بايد ايده‌هاي بسياري را جمع كند و در اختيار داشته باشد. جستجو براي ايده توليد محصول جديد بايد به طور سيستماتيك انجام گيرد.

غربال كردن ايده‌ها:

 هدف از غربال كردن ايده‌ها، به حداقل رساندن تعداد ايده‌هاي جمع‌آوري شده است. در غربال كردن، ايده‌هاي خوب از ايده‌هاي ضعيف، جدا مي‌شوند. براي غربال كردن ايده‌ها از روش مرحله‌اي استفاده مي‌شود. ابتدا شرايط و عوامل اصلي و مهم، كه فقدان آنها باعث عدم موفقيت ايده مي‌شود، كنترل مي‌گردد. شرايط و عوامل اصلي محدودكننده ايده ما به ترتيب اهميت، بررسي مي‌شود و با بررسي هركدام از آنها، تعدادي ايده، حذف مي‌شود.. در تحليل كسب وكار، ايده‌هاي غيرممكن، حذف مي‌شوند. پس از حذف ايده‌هايي كه در نگاه اول، نامناسب به نظر مي‌رسند، در مورد ساير ايده‌ها تحليل امكان‌سنجي محدود، انجام مي‌شود. در امكان‌سنجي محدود، برخي جنبه‌هاي كلي مانند وجود مشتري، دسترسي به منابع، دسترسي به فناوري، محدوديت‌هاي قانوني، نياز سرمايه‌اي و غيره بررسي مي‌شود. در اين تحليل، ايده‌هاي ضعيف‌تر، حذف مي‌شوند و ايده‌هاي بهتر، اولويت‌بندي مي‌شوند. از بهترين ايده‌ها، ايده‌اي كه به نظر كارآفرين، جذاب‌تر است براي تهيه و تدوين طرح كسب و كار، انتخاب مي‌شود.

 امكان‌سنجي اوليه و انتخاب ايده:

مطالعه امكان‌سنجي براي روشن كردن اين است كه آيا يك پروژه يا يك كسب و كار، قابل اجرا است يا نه؟ به عبارت ديگر، ايده مورد بررسي، ارزش صرف زمان، هزينه و ساير منابع را دارد يا بايد رها شود؟ مطالعه امكان‌سنجي، عدم اتلاف منابع و سرمايه‌گذاري بعدي را تضمين مي‌كند. اگر پاسخ مطالعه امكان‌سنجي، اجراي يك ايده مثبت بود، قدم بعدي، تهيه يك طرح كامل ايجاد كسب و كار خواهد بود. طرح كسب و كار، چگونگي ايجاد، مراحل اجرايي شروع و اداره كسب و كار، را پيش‌بيني مي‌كند. طرح كسب و كار، مبنايي است براي سازماندهي، سرمايه‌گذاري، تأمين مالي و تعيين توالي عملياتي ايجاد كسب و كار.

 تعريف و معرفي ايده:

شرح ايده، شامل معرفي محصول مورد نظر است و اين كه، چرا فكر مي‌كنيم كه ايده خوب است؟ چه تفاوتي با كسب و كارهاي مشابه دارد؟ مشتريان ما چه كساني هستند؟ ويژگي‌ محصول چيست؟ كارآفرين بايد با واژه‌هاي مناسب و حتي با استفاده از شكل و نقشه، معرفي محصول را طوري بيان كند تا هركسي كه متن را مي‌خواند، بداند كه او چه مي‌گويد.

 تعريف چشم‌انداز كسب و كار:

در اين تعريف،‌ كارآفرين، وضعيت مطلوبي را كه براي آينده كسب و كارش، در نظر دارد بيان مي‌كند. اين بيانيه، آمال و آرزوهاي كارآفرين را نشان مي‌دهد. مثال‌هايي از آرمان كسب و كار عبارتند از:

ـ مشهورترين عرضه كننده اين محصولات

ـ ارزان‌ترين محصول،‌ با كيفيتي قابل قبول

ـ تنها عرضه كننده

ـ بزرگ‌ترين توليدكننده

ـ مسلط و رهبرهاي بازار منطقه

ـ حامي توسعه پايدار

ـ توليد و عرضه دانش در يك رشته خاص

 تحليل كسب و كار:

دراين تحليل كارآفرين، موقعيت رقابتي خود را براي ورود به كسب و كار و دستيابي به آرمان‌هايش ارزيابي مي‌كند. در اين تحليل عناصر زير بررسي مي‌شود:

الف ـ قوت‌ها:

كليه توانايي‌ها، استعدادها و امكاناتي كه كارآفرين در اختيار دارد و مي‌تواند به نحوي از آن‌ها در جهت رشد فردي‌اش استفاده نمايد، زير عنوان قوت‌ها فهرست مي‌شود. قوت‌هاي مهم كارآفرين عبارتند از: دانش، مهارت، نوآوري،‌ خاطره‌پذيري، سرعت عمل و غيره.

ب ـ ضعف‌ها:

كليه نارسايي‌ها و كمبودهايي كه كارآفرين مي‌تواند آنها را برطرف نمايد، اما در حال حاضر وجود دارند، زير عنوان ضعف‌ها فهرست مي‌شوند. ضعف‌ها محدود‌كننده پيشرفت فردي و مانع شكوفايي استعدادهاي كارآفرين مي‌شوند.

ج ـ فرصت‌ها:

كليه عناصر و شرايط موجود در محيط كه در كنترل فرد نيست، اما به ايده‌پردازي و تحقق ايده‌هاي كارآفرين كمك مي‌كنند، زير عنوان فرصت‌ها فهرست مي‌شود.

د ـ تهديدها:

كليه عناصر و شرايط موجود كه در كنترل فرد نيست، اما به نحوي مانع ايده‌پردازي شده و به تحقق ايده‌هاي كارآفرين كمك مي‌كنند، زير عنوان فرصت‌ها فهرست مي‌شود.

 تدوين استراتژي اجراي ايده:

 بر اساس هدف‌هاي بلندمدت، كارآفرين بايد هدف‌هاي سالانه را مشخص نمايد. اين هدف‌ها مبناي سازماندهي كسب و كار، تخصيص منابع و برنامه‌ريزي عملياتي مي‌شود و فعاليت‌هاي كسب و كار را در جهت دست‌يابي به آرمان بلندمدت هدايت مي‌كنند. هدف‌هاي سالانه بايد برحسب فعاليت‌هاي اصلي كسب و كار تعريف شوند. فعاليت‌هاي اصلي كسب و كار عبارتند از: تحقيقات بازار، تحقيق و توسعه، برنامه‌ريزي و تخصيص منابع، تأمين و تدارك، توليد، بازاريابي و فروش.

 امكان‌سنجي اقتصادي:

 در امكان‌سنجي اقتصادي، سه موضوع اصلي، مورد بحث قرار مي‌گيرند:

الف ـ منابع موردنياز براي راه‌اندازي و فعاليت كسب و كار جديد.

ب ـ بازاري كه نياز آن قرار است توسط كسب و كار جديد برآورده شود.

ج ـ امكان استقرار كسب و كار.

د ـ منابع اوليه و ساير نهاده‌ها: هزينه خريد و حمل و نقل مواد اوليه و ساير نهاده‌ها، عامل مهمي در تعيين قيمت تمام شده محصول است. هدف كارآفرين در انتخاب مكان استقرار، كاهش اين هزينه تا حد ممكن است.

 امكان‌سنجي فني:

در امكان‌سنجي فني به قابليت‌هاي تكنولوژيك لازم براي توليد محصول، توجه مي‌شود. اين قابليت‌ها در چهار بعد، مورد بررسي قرار مي‌گيرند:

1ـ تجهيزات و ماشين‌آلات، 2ـ مهارت و تخصص، 3ـ دانش فني، 4ـ سازمان و مديريت.

در امكان‌سنجي فني، كارآفرين بايد به 3 سؤال، پاسخ دهد:

1ـ آيا تكنولوژي مورد نياز، قابل دسترسي است؟

2ـ تكنولوژي مورد نياز را چگونه و با چه هزينه‌اي مي‌توان تهيه كرد؟

3ـ آيا امكان توسعه تكنولوژي، وجود دارد؟

امكان‌سنجي مالي:

 در امكان‌سنجي، كارآفرين اقدامات زير را انجام مي‌دهد:

الف) محاسبه مجموع هزينه‌هاي سرمايه‌گذاري: مجموع هزينه‌هاي سرمايه‌گذاري با خلاصه كردن گزارشات محاسبه هزينه ايجاد كسب و كار كه در امكان‌سنجي اقتصادي و فني، انجام شد، بدست مي‌آيد. مجموع هزينه‌هاي سرمايه‌گذاري، عبارت است از مجموع سرمايه ثابت به اضافه سرمايه در گردش.

سرمايه‌گذاري ثابت شامل موارد زير است:

الف ـ خريد زمين

ب ـ آماده‌سازي زمين

ج ـ احداث ساختمان و تأسيسات

دـ خريد ماشين‌آلات و تجهيزات

و ـ هزينه‌هاي سرمايه‌اي قبل از توليد

ب) بررسي راه‌هاي تأمين مالي سرمايه‌گذاري: در اين قسمت، كارآفرين راه‌هاي ممكن تأمين سرمايه اجراي ايده را بررسي مي‌كند. براي اين بررسي لازم است، ابتدا جدول جريان نقدي طرح تهيه شود.

ج) ارزيابي سودآوري سرمايه‌گذاري: براي ارزيابي سودآوري سرمايه‌گذاري مي‌توان از معيارهاي زير استفاده نمود:

ـ ارزش فعلي خالص

ـ نرخ بازده داخلي

ـ دوره برگشت سرمايه

ـ نرخ بازده سرمايه

ـ تحليل حساسيت

ـ تحليل نقطه سر به سر

 

 امكان‌سنجي قانوني:

در ايجاد كسب و كار، بايد به قوانين كشوري و سياست‌هاي ملي و منطق‌هاي دولت توجه نمود. بررسي قوانين و سياست‌ها از آن جا اهميت دارد كه كارآفرين، اقدام خلاف قانون، انجام ندهد و بتواند از مزايايي كه قانون، پيش‌بيني كرده است، استفاده نمايد. براي مثال در مورد انتخاب موضع فعاليت، مكان فعاليت، معافيت‌هاي مالياتي، مشوق‌هاي سرمايه‌گذاري و از اين قبيل، در قوانين و سياست‌هاي دولتي، مواردي وجود دارد كه كارآفرين بايد طرح خود را با آنها تطبيق دهد. در اين خصوص، كارآفرين بايد در مورد تمامي مواردي كه به علتي به يكي از سازمان‌هاي دولتي، مربوط مي‌شود، بررسي لازم را انجام دهد.

 امكان‌سنجي اجرا:

الف) پيش‌بيني تقاضاي آينده: پيش‌بيني، برآورد تقاضاي آينده است. اين برآورد با آينده‌نگري درباره نحوه واكنش احتمالي مشتريان در شرايط خاصي انجام مي‌شود. در عصر حاضر، تغيير و تحول در فناوري و معرفي سريع محصولات جديد، آنقدر زياد است كه به سختي مي‌توان تقاضاي واقعي يك محصول در آينده را پيش‌بيني نمود. برخي از روش‌هاي معمول پيش‌بيني تقاضا در آينده عبارتند از: بررسي قصد خريداران، تركيب نظرات فروشندگان، نظريه كارشناسي، آزمون بازار، تجزيه و تحليل سري‌هاي زماني، شاخص‌هاي راهنما، تجزيه و تحليل آماري تقاضا.

ب) بازاريابي: مراحل اصلي بازارياي هدف‌دار عبارت است از:

1ـ تقسيم بازار

2ـ هدف‌گيري در بازار

3ـ جايگاه‌يابي در بازار

تقسيم بازار عبارت است از تقسيم بازار به گروه‌هاي معيني از خريداران كه تركيب عناصر بازاريابي متفاوتي دارند. براي تقسيم بازار از متغيرهاي مختلفي استفاده مي‌شود. كارآفرين با آزمون متغيرهاي مختلف، بهترين آنها را براي تقسيم بازار انتخاب مي‌كند. متغيرهاي بازاريابي پايدار و باثبات عبارتند از: عوامل جغرافيايي، جمعيت‌شناختي، روان‌شناختي و رفتاري. بازارهاي صنعتي را مي‌توان براساس ويژگي‌هاي جمعيت‌شناختي مصرف‌كننده صنعتي، خصوصيات عملياتي شيوه‌هاي خريد و خصوصيات فردي، تقسيم كرد. اثربخشي تجزيه و تحليل قسمت‌بندي بازار به قابل اندازه‌گيري بودن، قابليت دسترسي و قابل ملاحظه بودن قسمت‌هاي بازار، بستگي دارد.

هدف‌گيري بهترين قسمت‌هاي بازار، مرحله بعدي بازاريابي هدف‌دار است. در اين مرحله، كارآفرين خصوصيات اندازه و رشد هر قسمت بازار، جذابيت ساختاري و هم‌سويي آن قسمت بازار با منابع هدف‌هاي خود را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد. سپس از ميان سه قسمت پوشش بازار، يكي را انتخاب مي‌كند. اين سه سياست عبارتند از: 1ـ بازاريابي تفكيكي، 2ـ بازاريابي غيرتفكيكي، 3ـ بازاريابي متمركز

در بازاريابي تفكيكي، كارآفرين براي هر قسمت بازار، كالاي متناسب با همان قسمت را توليد و عرضه مي‌كند. در بازاريابي غيرتفكيكي، شركت با وجود اختلاف قسمت‌هاي بازار، كاري ندارد. در بازاريابي متمركز، يك يا تعداد اندكي از قسمت‌هاي بازار براي كار انتخاب مي‌شوند. انتخاب سياست پوشش بازار به عواملي مانند: منابع در دسترس، تنوع‌پذيري كالا، دوره عمر كالا و سياست بازاريابي رقابتي، بستگي دارد.

ج) انتخاب علامت تجاري: علامت تجاري از نظر مصرف‌كننده، جزء مهمي از محصول است. تعيين علامت تجاري به فايده و ارزش كالا مي‌افزايد. نام‌هاي تجاري خوب از امتياز مصرف‌كننده، برخوردار هستند. امتياز مصرف‌كننده بدان معنا است كه مشتريان نسبت به اسامي، وفاداري نشان مي‌دهند. تعداد قابل توجهي از مشتريان، حتي در صورتي كه محصولات، جانشين ديگري با قيمت‌هاي پايين‌تري در بازار عرضه شود، متقاضي همين اسامي تجاري خواهند بود و محصولات جانشين را نخواهند پذيرفت. به عبارت ديگر، شركت‌هايي كه داراي علايم و اسامي تجاري هستند و از امتياز مصرف‌كننده مطلوب، برخوردار هستند عملاً در مقابل تهديدهاي رقبا بيمه شده‌اند.

علامت تجاري عبارت است از يك اسم، اصطلاح، علامت، نشان يا طرح يا تركيبي از همه اينها كه با هدف شناسايي و تميز دادن كالاها يا خدمات يك فروشنده يا گروهي از فروشندگان به كار مي‌رود و موجب متمايز شدن كالاها و خدمات آنان از كالاها و خدمات رقبا مي‌شود. علامت تجاري، شامل دو جزء است: ثبت نام تجاري و يك نشان تجاري. تصميم درباره انتخاب علامت تجاري از جمله تصميمات دشواري است كه كارآفرين با آن روبرو مي‌شود.

د) انتخاب كانال توزيع: تصميم‌گيري در مورد كانال توزيع محصول يكي از تصميمات بازاريابي تأثير مستقيم مي‌گذارد. مثلاً خط مشي قيمت‌گذاري يك كالا به اين بستگي دارد كه آيا براي فروش كالا از عمده‌فروشان انبوه، استفاده شود يا از فروشگاه‌هاي اختصاصي سطح بالا، تصميمات مربوط به آگهي‌هاي تبليغاتي و پرسنل فروش نيز به اين بستگي دارد، كه واسطه‌هاي فروش تا چه اندازه به تشويق آموزش و ايجاد انگيزه نياز دارند. توانايي كانال‌هاي توزيع در عرضه صحيح اين محصول يكي از شرايط مهم و تأثيرگذار در انتخاب كانال توزيع است. در تصميمات مربوط به انتخاب كانال‌هاي توزيع، كه اغلب منجر به ايجاد توزيع مي‌شود بايد روند بلندمدت فعاليت كسب و كار را در نظر گرفت.

ذ) تجزيه و تحليل رقابتي: در هر صنعت، ماهيت رقابت به وسيله پنج عامل به شرح زير تعيين مي‌شود:

1ـ رقباي حاضر در صنعت

2ـ توسعه بالقوه محصولات جايگزين

3ـ توان بالقوه براي ورود رقباي جديد

4ـ قدرت چانه‌زني عرضه‌كنندگان مواد اوليه

5ـ قدرت چانه‌زني مصرف‌كنندگان

ورود كارآفرينان به بازار به چهار شكل ممكن است:

الف) ورود به عنوان يك رقيبت جديد

ب) ورود به عنوان عرضه‌كننده محصول جايگزين

ج) ورود با عرضه محصول مكمل محصولات موجود د ـ ورود با عرضه محصول كاملاً نو كه ارتباط جايگزيني و تكميل با محصولات موجود ندارد. براي موارد الف و ب و ج تجزيه و تحليل رقابتي، ضروري است. براي مورد آخر، تجزيه و تحليل رقابتي، انجام نمي‌شود.

از بين نيروهاي رقابتي، رقباي حاضر در صنعت بيشترين قدرت را دارند. در اين رابطه، زماني كارآفرين موفق خواهد بود كه بتواند مزيتي نسبت به رقباي حاضر در بازار داشته باشد.

هـ) مراحل بررسي امكانات و اطلاعات مورد نياز:

الف: مطالعه محل موردنظر براي ايجاد كسب و كار

1ـ مشخصات اوليه مختلف: مساحت محل و مشخصات فيزيكي با نقشه‌هايي كه خصوصيات اصلي در آنها نشان داده شده باشد.

2ـ جمعيت، الگوهاي شغلي، درآمد سرانه، سوابق اجتماعي ـ اقتصادي محل در چارچوب ساختار اجتماعي ـ اقتصادي كشور كه تفاوت ميان محل‌هايي كه مقايسه‌ شده‌اند در آن مشخص گرديده باشد.

3ـ صادرات مهم از محل موردنظر و واردات مهم به محل مزبور.

4ـ عوامل اوليه توليد كه مورد بهره‌برداري قرار گرفته‌اند و يا بالقوه قابل بهره‌برداي مي‌باشند.

5ـ ساختار صنايع موجود كه از منابع محلي استفاده مي‌كنند.

6ـ تسهيلات زيربنايي، بخصوص تسهيلات مربوط به حمل و نقل و نيروي برق كه براي توسعه صنايع مفيد است.

7ـ  فهرست جامعي از ايده‌هايي كه مي‌توان آنها را بر اساس منابع و تسهيلات زيربنايي موجود، توسعه داد.

ب: مراحل مطالعه شناسايي امكانات در يك بخش فرعي

1ـ محل كار و نقش بخش فرعي در صنعت

2ـ اندازه ساختار و نرخ رشد بخش فرعي

3ـ حجم فعلي و نرخ‌هاي رشد تقاضا براي اقلامي كه وارداتي نيستند و اقلامي كه به طور كلي يا قسمتي از آنها از خارج از كشور وارد مي‌شود.

4ـ پيش‌بيني تقاضا براي اهل قلم

5ـ شناسايي اقلامي كه تأمين آنها با مشكل مواجه است.

6ـ تحقيق جامع درباره مواد اوليه‌اي كه در محل، قابل تهيه مي‌باشند.

7ـ شناسايي امكانات توسعه براساس بندهاي 2، 5، 6 و ساير عوامل مهم مانند هزينه‌هاي حمل و نقل و تسهيلات زيربنايي موجود و بالقوه.

ج: ترتيب مطالعه شناسايي امكانات در حالتي كه مبتني بر منابع است

1ـ مشخصات منابع، منابع احتمالي و منابعي كه وجود آنها محرز است، نرخ رشد در گذشته و امكانات بالقوه رشد در آينده.

2ـ نقش منابع در اقتصاد ملي، بهره‌برداري از منابع، تقاضا براي منابع در كشور و صادرات منابع.

  1. صنايعي كه در حال حاضر، مبتني بر اين منابع هستند، ساختار و رشد آنها، سرمايه صرف شده و نيروي انساني كه به كار اشتغال دارد، قابليت سوددهي و ضابطه مربوط به عملكرد، برنامه‌هاي آينده و دورنماي رشد.

4ـ موانع عمده و شرايط رشد در صنايعي كه متكي به منابع هستند.

5ـ برآورد رشد تقاضا و آينده صادرات اقلامي كه با به كارگيري منابع موردنظر، توليد مي‌شوند.

6ـ شناسايي امكانات و فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري بر مبناي بندهاي 3، 4، 5

برنامه سازماني (Organizational Plan)

ـ قوانين و مسئوليت‌ها

ـ سوابق تيم مديريتي

ـ ساختار رسمي سازمان

ـ نوع شركاء و سهام‌داران

ـ نوع پرداخت و جبران خدمات

ـ تعداد كاركنان سازمان

خلاصه مديريتي (Executive Summary)

ـ خلاصه مختصري از تخصص‌ها

ـ مروري از بازار هدف

ـ مروري از استراتژي كسب و كار

 

مقدمه - مفهوم کارآفرینی

1
اصول و مبانی کارآفرینی

قسمت اول – مشاهده خلقت

1
مشاهده خلقت

قسمت دوم – کشف مسئله 1

1
کشف مسئله 1

قسمت سوم - کشف مسئله 2

1
کشف مسئله 2

قسمت چهارم – حل مسئله 1

1
حل مسئله 1

قسمت پنجم - حل مسئله 2

1
حل مسئله 2

قسمت ششم - حل مسئله 3

1
حل مسئله 3

قسمت هفتم - نو آوری

1
شایستگی ارتقاء ویژگی های نو آورانه 1

قسمت هشتم- تجاری سازی محصول 1

1
شایستگی ارتقاء ویژگی های نو آورانه 2

قسمت نهم - تجاری سازی محصول 2

1
شایستگی ارتقاء ویژگی های نو آورانه 3

قسمت دهم – تجاری سازی اختراع 1

1
تجاری سازی اختراع 1

قسمت یازدهم - تجاری سازی اختراع 2

1
تجاری سازی اختراع 2

قسمت دوازدهم - تجاری سازی اختراع 3

1
شایستگی تجاری سازی و اختراع 3

آزمون

1
آزمون دوره اصول و مبانی کارآفرینی
10 سوال
كارآفريني به فرايند شناسايي فرصتهاي جديد، ايجاد كسب و كار و سازمان‌هاي جديد، نوآوري و رشد يابنده براي بهره‌برداري از فرصتهاي شناسايي شده اطلاق مي‌شود كه در نتيجه آن كالاها و خدمات جديدي به جامعه عرضه مي‌شود.
كارآفرين، فردي است نوآور يا توسعه دهنده كه فرصتها را شناسايي و درك مي‌كند؛ آنها را به ايده‌هاي عملي و قابل عرضه در بازار تبديل مي‌كند؛ از طريق صرف وقت، تلاش، سرمايه يا مهارت، ارزش افزوده ايجاد مي‌كند؛ ريسك‌هاي بازار رقابتي را جهت اجراي ايده‌ها متقبل مي‌شود و پاداش اين تلاش‌ها را نيز دريافت مي‌كند.
خلاقيت را فعاليت ذهني و عقلايي براي به وجود آوردن ايده‌اي جديد و بديع مي‌داند، حال آنكه نوآوري را به معناي تبديل خلاقيت به عمل يا نتيجه قلمداد مي‌كند. نوآوري را عمليات و مراحل مورد نياز براي نتيجه‌گيري يك فكر بكر و واقعيت جديد مي‌داند. از اين ديدگاه، شخص خلاق ممكن است نوآور نباشد، يعني بتواند داراي ايده‌هاي جديد و نو باشد ولي توانايي تبديل آنها را به نوآوري نداشته باشد. از اين‌رو فرد نوآور غالباً خلاق است ولي افراد خلاق الزاماً نوآور نيستند.

اولین دیدگاه را ثبت کنید.

لطفا, وارد اکانت کاربری شوید تا بتوانید نظر خود را درباره ی دوره ی آموزشی بنویسید
افزودن به لیست علاقه مندی ها
ثبت‌ نام شده: 77 متقاضی
مدت زمان: 16 ساعت
سخنرانی: 13
ویدیو: اصول و مبانی کارآفرینی
سطح: متوسط

بایگانی

ساعات کاری

دوشنبه 9:30 صبح - 5:00 بعد از ظهر
سه شنبه 9:30 صبح - 5:00 بعد از ظهر
چهارشنبه 9:30 صبح - 5:00 بعد از ظهر
پنج شنبه بسته شده
جمعه بسته شده
شنبه 9:30 صبح - 5:00 بعد از ظهر
یکشنبه 9:30 صبح - 5:00 بعد از ظهر
قیمت:
رایگان